شود ، ولى بايد ملاحظه شود كه در شدّت اشتعال نباشد كه براى خود صاحب غضب ، تخويف در اين هنگام خالى از خطر نيست . در هر صورت ، علاج در حال فوران غضب امرى است مشكل نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْهُ .
فصل نهم در ذكر علاج غضب ، در حال سكونت نفس به قلع مادّهء آن ، و علاج اسباب مهيّجهء آن
و آن بسيار است و ما به ذكر بعضى از مهمات آن مىپردازيم :
يكى از آنها كه شايد مهمتر از همه باشد و آن را امُّ الامراض بايد ناميد ، حُبّ دنيا است كه از آن توليد اكثر يا جميع امراض نفسانيه شود ، چنانچه در روايات شريفه نيز آن را « رأس هر خطيئه » معرفى نمودهاند . « 1 »
و چون حبّ مال و جاه و حبّ بسط قدرت و نفوذ اراده و حبّ مَطْعَم و مَنْكَح و مَلْبَس و امثال آن از شعب حبّ دنيا و حبّ نفس است « 2 » ، از اين جهت ، جميع اسباب مهيِّجهء غضب را بايد به آن برگرداند ، و انسان چون علاقهمندى به اين امور پيدا كرد و طوق محبت اينها را بر گردن افكند ، اگر فى الجمله مزاحمتى براى او راجع به هر يك از اينها پيدا شود ، براى دفع مزاحم ، خون قلبش به غليان آيد و قوّهء غضبش تهييج شود ؛ همچون سگهايى كه بر مردارى حمله كنند و چون تنور معده را خالى ديدند ، بر يكديگر سبقت كنند و ديگران را از آن دفع كنند و معركه به پا كنند .
هامش
( 1 ) - اصول كافي ، ج 2 ، ص 238 ، باب حُبّ دنيا و حِرص بر آن ، ح 1 .
( 2 ) - رجوع شود به : اصول كافي ، ج 2 ، ص 106 ، باب ذمّ دنيا ، ح 11 .