و از حضرت موسى بن جعفر - سلام اللَّه عليه - نقل نموده :
قالَ الرَّاوِيُ :
« سَألْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللّهِ - عَزَّ وَ جَلَّ - « وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّه فَهُوَ حَسْبُهُ » فَقالَ : التَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ دَرَجاتٌ ؛ مِنْها أنْ تَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ فى امُورِكَ كُلِّها ، فَما فَعَلَ بِكَ ، كُنْتَ عَنْهُ راضِياً ، تَعْلَمُ أنَّهُ لا يَأْلُوكَ خَيْراً وَ فَضْلًا ، وَ تَعْلَمُ أنَّ الْحُكْمَ في ذلِكَ لَهُ ، فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ بِتَفْويضِ ذلِكَ إلَيْهِ وَ ثِقْ بِهِ فيها وَ في غَيْرِها » .
« 1 »
در اين حديث شريف دو ركن از اركان توكّل را كه اعتقاد به آن مشكلتر بوده ذكر فرموده : يكى آن كه انسان بداند ، خداى تعالى كوتاهى نكند در رساندن فضل و خير به او . و ديگر آن كه فرمان در همه امور ، با حق تعالى است ، و او است صاحب قدرت كاملهء محيطه و مجارى جميع امور به دست حق - جلّ و علا - است . بلكه شايد تصريحاً و تلويحاً به همه اركان توكّل اشاره فرموده باشد ؛ زيرا كه لازمه آن كه مجارى همه امور در دست حق تعالى باشد آن است كه عالِم به همه امور باشد ، و لازمه كوتاهى نكردن در حق بنده آن است كه بخل و منع در او راه نداشته باشد .
و در مستدرك وسايل از جعفريات ، سند به حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - رساند :
هامش
( 1 ) - راوى گفت : از حضرت موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) پرسيدم از معنى اين سخن خدا كه : « و كسى كه بر خدا توكّل كند ، پس خدا او را بس است » . پس امام ( ع ) فرمودند : توكّل بر خداوند داراى درجاتى است ، از آن جمله اينكه بر خداوند در تمام كارهايت توكّل كنى ، پس آنچه كه با تو كرد ، از آن راضى باشى ، بدانى كه تو را از نيكويى و فضل منع نكند و بدانى كه همانا فرمان در آن كارها ، از آنِ اوست . پس بر خدا به واگذاشتن تمام امور به او ، اعتماد و توكّل كن ، و در آن كارهايى كه در حقّ تو انجام داده و در غير آنها ، به وى اطمينان داشته باش و اعتماد كن . ( همان مصدر و همان باب ، ح 5 ) .