« قالَ :
الإيْمَانُ لَهُ أرْكَانٌ أرْبَعَةٌ : التَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ ، وَ التَّفْوِيضُ إلَيْهِ ، وَ التَّسْليمُ لِأَمْرِ اللّهِ تَعالى ، وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللّهِ
» . « 1 »
بايد دانست كه ايمان ، به يك مرتبه ، پايه و ركن اين قبيل ملكات نفسانيّه و احوال فاضلهء قلبيّه است ( چنانچه پيشتر ذكر شد ) « 2 » ، همين طور اين امور اركان ايمانند ، و ايمان محفوظ ماند - به حسب حقيقت - با داشتن اين معنويات ؛ به اين معنى كه يك مرتبه از ايمان اين ملكات را آورد ، و چون اين ملكات و فضايل در نفس حاصل شد و رسوخ پيدا كرد ، انسان را به مرتبه كاملتر از ايمان ترقى دهد . و مرتبه بالاتر از ايمان ، مرتبه كاملتر از اين فضايل آورد . و همين طور هر مرتبه [ اى ] بر مرتبه ديگر معتمد است . و به اين بيان جمع بين بسيارى از آيات شريفه شود ، و همين طور جمع بين بسيارى از اخبار شريفه گردد .
و در كتاب مستدرك
عَنْ أبِي بَصير عَنِ الصّادِقِ - عليه السلام - قالَ :
« قالَ لي : ما مِنْ شَىءٍ إلّا وَ لَهُ حَدٌّ . قالَ : فَقُلْتُ : وَ ما حَدُّ التَّوَكُّلِ ؟ قالَ : الْيَقينُ .
قُلْتُ : فَما حَدُّ الْيَقينِ ؟ قالَ : أنْ لا يَخافَ مَعَ اللّهِ شَيْئاً . »
« 3 »
حدّ شىء آن است كه آن شىء به آن منتهى شود . و در اين جا شايد مقصود
هامش
( 1 ) - حضرت امير المؤمنين على ( عليه السلام ) فرمودند : براى ايمان چهار ركن است : توكّل بر خدا ، و واگذارى كارها به او ، و تسليم بودن در مقابل امر خداوند ، و راضى بودن به قضاىِ خدا .
( مستدرك الوسائل ، نورى ، ج 11 ، ص 215 ، باب 11 ، از ابواب جهاد النفس ، ح 1 ؛ الجعفريّات ، ص 232 ، باب البرّ و سخاء النفس ) .
( 2 ) - رجوع كنيد به ص 201 .
( 3 ) - ابو بصير از حضرت صادق ( عليه السلام ) نقل مىكند كه : آن حضرت به من فرمودند : هيچ چيزى نيست ، مگر اينكه حدّى دارد . ابو بصير گفت : به امام ( ع ) عرض كردم : حدّ توكّل چيست ؟ امام ( ع ) فرمود : يقين . گفتم : حدّ يقين چيست ؟ فرمود : اينكه با [ وجود ] خدا ، از چيزى نترسى .
( مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 215 ، باب 11 ، ح 2 ) .