توحيد اشاره به آن باشد - كه سابقاً مذكور شد - كه پس از مقام ايمان و كمال آن جلوهء توحيد فعلى در قلب سالك ظاهر شود ، و به اين جلوه دريابد كه الوهيّت و تصرّفى از براى موجودى از موجودات نيست در مملكت حق تعالى ، و او است يگانه متصرّف و مؤثّر در امور ، و غير او ضارّ و نافعى در عالم وجود نيست . پس به مرتبه بالاترى از توكل رسد .
و در سورهء مباركه آل عمران ، در ضمن خطاب به رسول خدا فرمايد :
« فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ » .
« 1 »
و اين مرتبه بالاترين مقام توكّل شايد باشد كه ما پيش از اين مذكور نداشتيم .
و آن توكّلى است كه از براى سالك ، پس از مقام « فناى كلّى » و رجوع به مملكت خود و « بقاى باللَّه » دست دهد ، و سالك در اين مقام در عين حال كه در كثرت واقع است ، در « توحيد جمع » مستغرق است ، و در عين حال كه تصرّفات موجودات را تفصيلًا مىبيند ، جز حق تعالى موجودى را متصرّف نمىبيند . و لهذا ، حق تعالى امر فرموده رسول خدا را به اين مرتبه و فرموده :
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ »
و مرتبه محبوبيّت براى متوكّلين ثابت فرموده .
و اما احاديث از طريق اهل بيت عصمت و طهارت .
از آن جمله روايت فرموده شيخ بزرگوار ثقة الاسلام كلينى - رحمه اللَّه - به اسناد خود از حضرت صادق - سلام اللَّه عليه - قال :
« إنَّ الْغِنى وَ الْعِزَّ يَجُولانِ فَإذا ظَفَرا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أوْطَنا » .
« 2 »
هامش
( 1 ) - پس چون تصميم گرفتى بر خدا توكّل كن ، بدرستى كه خداوند توكّل كنندگان را دوست مىدارد .
( آل عمران / 159 ) .
( 2 ) - بىنيازى و عزّت ، جولان مىكنند و مىگردند ، پس در آن هنگام كه به موضع و جايگاه توكّل دست يابند ، در آنجا توطّن مىكنند و قرار مىگيرند . ( اصول كافى ، ج 2 ، ص 53 ، باب 32 از كتاب الايمان و الكفر ، ح 3 ) .