حَقًّا » .
« 1 »
خداى تعالى به طريق حصر [ فرموده ] : مؤمنان آنهائى هستند كه داراى اين چند صفت باشند و غير اينها مؤمن نيستند .
از آن جمله آن است كه بر پروردگار خود اعتماد و توكّل كنند ، و كارهاى خود را واگذار به او كنند ، و دلبستگى به ذات مقدّس او پيدا كنند . پس آنان كه دل خود را به ديگرى دهند ، و نقطه اعتمادشان به موجود ديگر جز ذات مقدّس حقّ باشد ، و در امور خود چشم اميد به كسى ديگر داشته باشند ، و گشايش كار خود را از غير حقّ طلب كنند ، آنها از حقيقت ايمان تهى و از نور ايمان خالى هستند . و اين آيه شريفه و آيات شريفه ديگر كه بر اين مضمون هستند « 2 » شاهد بر آن است كه پيش از اين مذكور داشتيم كه انسان تا به مرتبه ايمان نرسد ، به مقام توكّل نايل نگردد . « 3 »
و در سوره مباركه تغابن فرمايد :
« اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ » .
« 4 »
و اين كه كلمه شريفه توحيد را توطئه قرار داده ، و پس از آن امر فرموده با تأكيد كه مؤمنين بر خداى تعالى توكل كنند ، اشاره ممكن است باشد به مرتبهء بالاترى از مقام اوّل ، و لهذا مؤمنين را كه در آيهء سابقه از خواصّ آنها « توكّل على اللَّه » را قرار داده بود ، در اين آيه شريفه امر به توكّل فرموده . و شايد اين ذكر كلمه
هامش
( 1 ) - همانا ايمانآورندگان كسانى هستند كه چون نام خدا برده شود ، خوف بر دلهاى ايشان چيره گردد . و چون آيات خدا بر آنها خوانده شود ، ايمانشان افزون گردد . و بر پروردگار خود توكّل مىكنند . . . ( تا آنجا كه فرموده ) : اينان ايمانآورندگان حقيقى هستند . ( انفال / 2 و 4 ) .
( 2 ) - رجوع شود به سورههاى : مجادله ، 10 ؛ آل عمران ، 122 و 160 و توبه ، 51 .
( 3 ) - رجوع كنيد به ص 201 .
( 4 ) - خداست كه جز او معبودى نيست ، و مؤمنان بايد تنها بر خداوند اعتماد كنند . ( تغابن / 13 ) .