گرچه ممكن است اين اشاره به مقام عالىترى باشد كه آن عبارت است از قُرب فرايض كه بقاء بعد الفناء است .
فصل چهارم [ مبادى مقام رضا ]
بدان كه چون مقام رضا از آثار و شئون معارف الهيه است چون ساير مقامات اهل خصوص ، از اين جهت ، اشارهء به بعض مبادى آن خالى از مناسبت نيست . پس گوئيم : چون مبدأ رضاء از حق تعالى معرفت عبد است به جميل بودن افعال حق تعالى ، از اين جهت ، ما مقام جمال حق را ذاتاً و صفتاً و فعلًا بيان كنيم ، و مراتب معرفت عبد را در اين مقام ذكر كنيم .
بدان كه اول مرتبهاى كه از براى عبد حاصل شود علم به جميل بودن حق است ذاتاً و صفتاً و فعلًا - به حسب برهان علمى حِكمى - . و اين مقام گرچه مفتاح ابواب معارف است . به حسب نوع و متعارف - و اگر كسى به مقامات عاليه عرفان از غير اين طريق برسد ، از نوادر است و ميزان در نوعيت نيست - ، ولى وقوف در اين مرتبه از حجب بزرگ است بطورى كه درباره آن گفته شده است :
« الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الأكْبَر » .
« 1 »
و از اين علم برهانى كه حظّ عقل است اخلاق نفسانيّه - كه از توابع معارف است - حاصل نشود ، و لهذا چه بسا حكماء بزرگ مرتبه در علمِ بحثى ، كه داراى مقام رضا و تسليم و ديگر مقامات روحيه و اخلاق نفسانيّه و معارف الهيّه نيستند ، در همان حجب علميّه تا ابد باقى مانند .
هامش
( 1 ) - اين سخن هر چند كه نزد اهل معرفت مشهور و متداول است ، ليكن قائل آن معلوم نشد .