تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
تربيت الهيّه خشنود باشد . و علامت آن ، آن است كه علاوه بر آن كه مشقّت تكليف برداشته شود ، از اوامر الهيّه خشنود و خرم باشد ، و آن را به جان و دل استقبال كند ، و منهيّات شرعيه پيش او مبغوض باشد ، و دلخوش باشد به مقام بندگى خود و مولائى حق . و اگر كسى در تحت تربيت حق تعالى در اين عالم نرود ، و خود را تسليم به مقام ربوبيت نكند و سلطنت الهيه را در قلب و ساير اعضاى مملكت خود جايگزين نكند ، و از تصرفات شيطانى ، خود را تطهير نكند ، معلوم نيست در عالم قبر و برزخ بتواند گفت : « اللّهُ - جَلَّ جَلالُهُ - رَبِّي » . شايد اختصاص اين اسم در بين اسماء براى همين نكته باشد كه منظور ، وقوع در تحت تربيت ربّ العالمين است كمالًا ؛ چنانچه تكويناً چنين است : چنانچه « رَضِيْتُ بِالإسْلامِ دِيْناً وَ بِمُحَمَّدٍ - صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ - نَبِيّاً وَ رَسُولَاً وَ بِالْقُرْآنِ كِتابَاً وَ بِعَلِيٍّ أمِيْرِ الْمُؤْمِنِيْنَ وَ أوْلادِهِ الْمَعْصُومِيْنَ - عَلَيْهِمُ السَّلامُ - أئِمَّةً » « 1 » دعويهايى است كه اگر خداى نخواسته ، مشفوع به واقع نباشد از شئون نفاق و دروغ محسوب شود . آن كس كه در تحت قواعد دينى اسلامى واقع نشود ، و خشنود به آن قواعد نباشد ، و خرّم و فرحناك از احكام اسلاميه نباشد - گرچه به ضرر او و عائلهء او باشد - او نتواند چنين ادعائى كند . كسى كه - نعوذ باللَّه - به يكى از احكام اسلاميه در باطن قلب اعتراضى دارد ، يا كدورتى از يكى از احكام اسلاميه در دل دارد ، يا بخواهد كه يكى از احكام غير از اين كه هست باشد ، يا بگويد كه كاش اين حكم كذايى اين طور بود نه آن طور !
هامش
( 1 ) - اقتباس است از آنچه كه در اصول كافي ، ج 2 ، ص 398 ، كتاب الدُّعاء ، باب 52 ، ح 6 ، آمده است .
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 167 | السيد الخميني