تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
اين راضى به دين اسلام نيست ، و نتواند اين دعوى كاذب را بكند ، و همين طور قياس ساير مراحل . پس رضايت و خشنودى از نبوّت و امامت به مجرد اين نشود كه ما به چنين پيشوايان و هاديان راه سعادتى خشنود باشيم ، ولى به طرق سعادت و كمال انسانيّتى كه هدايت نمودند ما را عمل نكنيم . روح اين دعوى رضايت ، استهزاء است . عزيزا ! دعوى مقامات و مدارج كردن سهل است . چه بسا باشد كه به خود انسان نيز ، مطلب مشتبه شود و خودش نيز نداند كه مردِ ميدان اين دعوى نيست ، ولى اتّصاف به حقايق و وصول به مقامات با اين دعواها نشود ، خصوصاً مقام رضا كه از اشقّ مقامات است . درجهء دوم ، رضا به قضاء و قدر حق است ؛ يعنى ، خشنودى از پيش‌آمدهاى گوارا و ناگوار ، و فرحناكى از آنچه حق تعالى براى او مرحمت فرموده - چه از بليّات و امراض و فقدان احبه باشد ، و چه از مقابلات آنها - و پيش او بليّات و امراض و امثال آن با مقابلاتش يكسان باشد در اين كه هر دو را عطيه حق تعالى شمارد ، و به آن راضى و خشنود باشد ؛ چنانچه روايت شده كه حضرت باقر العلوم - سلام اللَّه عليه - در سن كودكى از جابر بن عبد اللَّه انصارى - رحمه الله - سؤال فرمود كه : چگونه است حال تو عرض كرد : من مرض را خوشتر دارم از صحت ، و فقر را خوشتر دارم از غنى ، و كذلك . حضرت باقر - عليه السلام - فرمود : اما ما ، پس هر چه را خداوند عطا فرمايد مىخواهيم . اگر مرض را عنايت كند آن را مىخواهيم ، و اگر صحت را عنايت كند صحت را دوست داريم ، و