سَدَنهء او ، محبوب او را از او مىگيرند ، و او را از محبوبش جدا كنند ، بالجبلّة و الفطرة غضبناك به آنها شود ، و با عداوت حق تعالى و ملائكه مقدَّسهء او از دنيا بيرون رود . » و قريب به اين معنى در حديث شريف كافى هست « 1 » ، و ما در شرح اربعين اين حديث شريف را حديث بيست و هشتم قرار داده ، شرح نموديم . « 2 »
بالجمله ، سخط و غضب بر حق تعالى و افعال او از جنود ابليس و جهل است و لازمهء فطرت محجوبه است أعاذَنا اللّهُ منه .
فصل سوم در بيان مراتب رضا است
بايد دانست كه از براى رضا و ديگر كمالات نفسانيه ، مراتب متكثره و درجات متشتّته است ، و ما بعضى مراتب را مذكور مىداريم :
درجهء اوّل ، رضاى باللَّه است ربّاً ؛ يعنى ، رضا به مقام ربوبيت حق است . و آن به اين است كه عبد سالك ، خود را در تحت ربوبيت حق - تعالى شأنه - قرار دهد ، و از سلطنت شيطانيه ، خود را خارج كند ، و به اين ربوبيتِ اللَّه تعالى راضى و خشنود باشد . و معلوم است مادامى كه شيطان تصرّف در بنده دارد ، چه در قلب او و چه در نفس او و چه در ملك بدن او ، از تحت ربوبيت و تربيت الهيه خارج است ، و
« رَضِيْتُ بِاللّهِ رَبَّاً »
« 3 » نتواند گفت .
پس اول مرتبه رضا آن است كه پس از دخول در تحت ربوبيتِ اللَّه ، از اين
هامش
( 1 ) - فروع كافي ، ج 3 ، ص 134 ، كتاب الجنائز ، باب ما يُعاين الكافر و المؤمن ، ح 12 .
( 2 ) - چهل حديث ( شرح أربعين حديث ) ، ص 451 .
( 3 ) - فروع كافي ، ج 3 ، ص 196 ، كتاب الجنائز ، باب سلّ الميت و ما يقال عند دخول القبر ، ح 7 .