اخير است ، و از اين جهت ، آن را از جنود عقل به شمار آورده ، از اين جهت ، ما نيز تفصيل در اطراف همين قسم مىدهيم .
بدان كه انسان را از اول نَشْوِ طبيعى پس از قوهء عاقله ، سه قوه ملازم است :
يكى قوه واهمه كه آن را « قوهء شيطنت » گوئيم ، و اين قوه در بچّه كوچك از اول امر موجود است و به آن دروغ گويد و خدعه كند و مكر و حيلت نمايد .
دوم قوه غضبيّه كه آن را « نفس سَبُعى » گويند ، و آن براى رفع مضارّ و دفع موانع از استفادات است .
سوم قوه شهويّه كه آن را « نفس بهيمى » گويند و آن مبدأ شهوات و جلب منافع و مستلذّات در مأكل و مشرب و منكح است .
و اين سه قوه به حسب سنين عمر متفاوت شوند ، و هر چه انسان رشد طبيعى كند ، اين سه قوه در او كاملتر گردد و ترقيات روزافزون كند . و ممكن است در انسان هر يك از اين سه قوه در حد كمال رسد بطورى كه هيچ يك بر ديگرى غلبه نكند ، و ممكن است يكى از آنها بر دو ديگر غلبه كند ، و ممكن است دوتاى از آنها بر ديگرى غالب شود . از اين جهت ، اصول ممسوخات ملكوتيه به هفت صورت بالغ شود :
يكى صورت بهيمى . اگر صورت باطن نفس متصور به صورت بهيمى باشد ، و نفس بهيمى غالب شود ، پس انسان در صورت ملكوتى غيبىِ آخرتى به شكل يكى از بهائم مناسبه در آيد ؛ چون گاو و خر و امثال آن . و چون آخِر فعليت انسان سبعى باشد - يعنى ، نفس سبعى غالب گردد - ، صورت غيبى ملكوتى به شكل يكى از سباع شود ؛ چون پلنگ و گرگ و امثال آن . و چون قوه شيطنت بر ساير قوا غلبه كند و فعليت شيطانيّه آخرين فعليات باشد ، باطن ملكوتى به صورت يكى از شياطين باشد . و اين ، اصل اصول مسخ ملكوتى است .
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: السيد الخميني
ص١٤٩