و بايد دانست كه چون عدالت ، حدّ وسط بين افراط و تفريط است ، اگر از نقطهء عبوديّت تا مقام قرب ربوبيت تمثيل حسى كنيم ، بر خط مستقيم وصل شود . پس طريق سير انسان كامل از نقطه نقص عبوديّت تا كمال عزِّ ربوبيّت ، عدالت است كه خط مستقيم و سير معتدل است . و اشارات بسيارى در كتاب و سنت بدين معنى است چنانچه صراط مستقيم ، كه انسان در نماز طالب آن است ، همين سير اعتدالى است .
و [ اين كه ] در احاديث شريفه است كه ، صراط از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است « 1 » براى همان است كه حد اعتدال وسطيّت حقيقيّه را دارد ، از اين جهت ، در تمثّل در عالم ظهور حقايق ، بايد بدين نحو متمثّل شود .
و از رسول خدا منقول است كه ، خط مستقيمى در وسط كشيدند و خطهاى ديگرى در اطراف آن ، و فرمودند : اين خط وسط ، خط من است . « 2 »
و اعتدال حقيقى ، جز براى انسان كامل كه از اول سير تا منتهى النهايهء وصول
هامش
( 1 ) - مانند اين حديث امام صادق ( عليه السلام ) در تعريف صراط كه فرمودند :
« هُوَ أدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ ، وَ أحَدُّ مِنَ السَّيْفِ » .
( تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 21 ، ح 93 ؛ بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 64 ، كتاب العدل و المعاد ، باب 22 ، ح 1 ) .
( 2 ) - صحابى بزرگوار جابر بن عبد اللَّه أنصارى گويد :
« كُنّا جُلوساً عند النَّبيّ ( صلّى اللّه عليه و آله ) فَخَطَّ خطّاً هكَذا أمامه ، فقال : هذِهِ سَبِيلُ اللّهِ ، و خَطَّيْن عن يمينه ، و خَطَّيْن عن شِماله ، و قال : « هذا سَبِيلُ الشَّيْطانِ » ، ثُمَّ وَضَع يده على الخَطّ الأوسط و تَلا :« وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ »» .
يعنى : ما پيش پيامبر نشسته بوديم ، پيامبر خطّى اين گونه در برابرش رسم كرد ، سپس دو خط از طرف راست و دو خط از طرف چپ كشيدند ، آن گاه فرمودند : اينها راه شيطان است . سپس دستش را بر روى خط وسط نهاد و اين آيه را تلاوت فرمود : بدرستى كه اين خط من است كه مستقيم است ، پس از آن پيروى كنيد .
و نظير اين حديث است آنچه را كه ابن مسعود از پيامبر حكايت كرده است .
( تفسير الدُرُّ المنثور ، جلال الدّين سيوطي ، ج 3 ، ص 56 ، ذيل آيه 153 ) .