انقطاع دار طبيعت و رجوع نفوس شريفهء آنان از اين عالم منقطع نشود . بلى ، در هر نشئه به طورى ظاهر و داراى اثرى خاص است .
و اين كه در شرح اصول [ كافى ] ، فيلسوف عظيم الشأن اسلامى و حكيم بزرگوار ايمانى - رضوان اللَّه عليه - در ذيل اين فقره از حديث شريف فرمودند كه : « خوف ، از كمالِ باقيه در عالم آخرت نيست ، و منقطع مىشود به انقطاع اين عالم » « 1 » ؛ مقصود غير اين خوف است كه از تجلّيات جلال است ؛ زيرا كه اين تجلّيات بعد از رفع اشتغال از طبيعت ، بالاتر و كاملتر است . و هر چه ، ارواح و نفوس در غلاف طبيعت باشند از اين تجلّيات محرومترند .
و اين خوف ، از سنخ عذاب و جنس عقاب نيست تا با آن عالم منافات داشته باشد ، و شايد در آن عالم نيز نسبت به همهء نفوس و ارواح كامله ، تجلّى لطف و رحمت غلبهء بر تجلى جلال و عظمت كند . بنا بر اين ، خوف منقطع شود .
ولى تحقيق آن است كه پيش اصحاب قلوب و ارباب معرفت ثابت است كه هر اسم جمالى را در باطن ، جلالى و هر جلالى را جمالى است « 2 » . و چون پس از تجلّيات جلاليّه انس حاصل شد ، خوفِ حاصل از عظمت ، بدل به طمأنينه و سكون شود . پس خوف - كه از تجليات ابتدائيهء اسماء جلال است - منقطع شود و انس و طمأنينه و محبت حاصل شود ، و اللَّه العالم .
و بايد دانست كه اين كه مذكور شد كه « خوف منقطع شود » فرق دارد با آن انقطاعى كه فيلسوف سابق الذكر و بعض شرّاح و محدّثين جليل القدر گويند « 3 » ؛
هامش
( 1 ) - شرح اصول الكافي ، صدر المتألّهين شيرازي ( ره ) ، ج 1 ، ص 418 .
( 2 ) - نگاه كنيد به : الإنسان الكامل ، شيخ عبد الكريم جيلي ، ص 91 .
( 3 ) - شرح اصول الكافي ، صدر المتألّهين شيرازي ( ره ) ، ج 1 ، ص 419 ؛ شرح اصول كافي ، مولى صالح مازندراني ( ره ) ، ج 1 ، ص 280 .