اگر اعمال بني الانسان نبود و صورتهاى غيبى عملهاى زشت ما نبود ، جهنّمى نبود و همهء عالم غيب بَرْد و سلامت بود .
و در عين حال ، جهنم ، باطنش صورت لطف و رحمت الهى است كه براى تخليص مؤمنان معصيت كار و رساندن آنها را به سعادت ابد ، چارهء منحصره است ؛ زيرا كه فطرت مخمورهء صافيهء انسان ، چون طلائى است كه در ايّام عمر ، آن را مغشوش و مخلوط به مِس نموده باشيم . بايد آن طلا را با كورهها و آتشهاى ذوبكننده خالص نمود و از غلّ و غش بيرون آورد :
« النّاسُ مَعادِنُ كَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ » .
« 1 »
پس جهنم ، براى كسانى كه فطرتشان به كلى محجوب نشده و به كفر و جهود و نفاق نرسيده باشند ، رحمت است در صورت غضب .
فصل چهارم در كيفيت جمع بين خوف و رجا است
و آن به دو نحوه است . كه يكى مختصّ به كاملين و ارباب معارف است ، و آن جمع بين تجلّيات لطفيه و رحمانيّه - كه اسماء جمال است - و تجلّيات قهريّه و كبريائيّه - كه اسماى جلال است - يا جمع بين تجلّى به رحمت و تجلّى به عظمت است .
چون قلوب اولياء به حسب فطرت اصليّه ، مختلف و متميّزند ، يك قسم از قلوب است كه به افق رحمت نزديكتر و مناسبتر است ، و آن قلوبى است كه از
هامش
( 1 ) - مردم معدنهايى چون معدنهاى طلا و نقره مىباشند . اين حديث نبوى نقل شده در : مُسنَد احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 539 .