مقام بداند . و اين مقامات ، چه مقامات روحانى ، چه مقامات غير روحانى ، آنهايى كه داراى مقامها بودند ، آنها وقتى كه ما ادعيهشان را ملاحظه مىكنيم مىبينيم كه بيشتر از ما عجز دارند ، براى اينكه آنها فهميدهاند . شما وقتى دعاى كميل را بخوانيد ، مناجات شعبانيه را بخوانيد و ادعيهء ديگرى كه وارد شده است از معصومين - عليهم السلام - مطالعه كنيد ، مىبينيد كه لسان آنها غير لسان معمولى ماهاست كه چنانچه يك مسئلهء فقهى را بدانيم خيال مىكنيم كارى شده است ، اگر يك كشورى را در تحت سلطه بياوريم خيال كنيم يك مطلبى شده است ، اگر يك مقام معنوى را به دست بياوريم خيال كنيم به مقامى رسيدهايم . آنهايى كه به آن مقامهايى كه دست ديگران از آن كوتاه است رسيدهاند ، وقتى انسان گفتارشان را ملاحظه مىكند مىبيند كه از سر تا تهاش عجز مىريزد ، عاجزند و بايد هم باشند . نرسيدهاند و هر گز نخواهند رسيد لكن ملزميم كه دعا بكنيم ، امر كرده است دعا بكنيم ، امر كرده است تحميد بكنيم ، امر كرده است تسبيح بكنيد . امر كرده است نماز بخوانيد .
بعثت انبيا ، تجلى معنويات و رهايى انسان از اسارت
انبيا هم كه مبعوث شدند ، براى اين مبعوث شدند كه معنويات مردم را و آن استعدادها را شكوفا كنند كه در آن استعدادها بفهمند به اينكه چيزى نيستيم ، و علاوه بر آن ، مردم را ، ضعفا را از تحت سلطهء استكبار بيرون بياورند . از اول انبيا اين دو شغل را داشتهاند ، شغل معنوى كه مردم را از اسارت نفس خارج كنند ، از اسارت خودش خارج كنند - كه شيطان بزرگ است - و مردم و ضعفا را از گير ستمگران نجات بدهند ؛ اين دو شغل ، شغل انبياست . وقتى انسان حضرت موسى را ، حضرت ابراهيم را ملاحظه مىكند ، و چيزهايى كه از اينها در قرآن نقل شده است ، مىبيند كه اينها همين دو سمت را داشتند ، يكى دعوت مردم به توحيد و يكى نجات بيچارهها از تحت ستم . اگر در تعليمات حضرت عيسى - سلام اللَّه عليه - در اين امر كم است حضرت عيسى كم عمر كرد و كم تماس پيدا كرد با مردم ، و الّا شيوهء او هم همان شيوهء حضرت موسى است و همهء انبيا . و بالاترين آنها