اختلافى واقع بشود ، و به حمد اللَّه نيست اختلاف ، ان شاء اللَّه . ما بايد يد واحده باشيم ، همان كه تعبير اسلام است ، يد واحده باشيم عَلى مَنْ سِوى . « 1 » يد واحده دوتا هم نه ، يك دست ، يك كار بكنيم ، باز اگر دو تا دست گفته بود ، اين دست ، گاهى يك كارى موافق او نمىكند . ما بايد يد واحده باشيم ، يد واحده اين است كه سركوب كنيد نفس خودتان را ، سركوب كنيد آمالى كه خيال مىكنيد يك چيزى است . حساب كنيد كه ما چى هستيم ، و اين منظومهء شمسى چى هست و اين كهكشانها چى هستند در مقابل عظمت خدا تا بفهميد كه ما درگير يك شيطنت كثيف هستيم ، نه يك شيطنتى كه باز يك چيزى هست . ما گرفتار يك شيطنتهايى در خودمان هستيم كه كثافتكارى است و پستى است .
و خودتان را نجات بدهيد و خودمان را نجات بدهيم . اگر از اين بند نجات پيدا بكنيد ، آن بعدش آسان مىشود ، وحدت آسان مىشود ، اما از اين بند بايد نجات پيدا بكنيم ، از اين بند خودخواهى ، هر چه هست براى خودم ، خود محورى ، من ، نه غير . اين در همهء نفوس هست مگر اينكه تهذيب بشود ، همهء نفوس در آنها اين مسأله هست كه براى اينكه فطرت اللَّه هست ؛ فطرت اللَّه توجه به كمال مطلق است و كمال مطلق را تا ناقص است براى خودش مىخواهد . قدرت را براى خودش مىخواهد چون ناقص است ، لكن دنبال قدرت اللَّه است و نمىداند فطرتش توجه به خدا دارد . فطرت توحيد است كه تمام مردم بر اين فطرت هستند ، بر اين فطرت توحيد تمام مردم . و شايد يكى از بزرگترين ادله بر توحيد همين فطرت باشد . انسان محال است كه برسد به يك جايى از قدرت و بالايش را نخواهد ، هميشه دنبال آنى است كه ندارد .
سرمايهدار هر چه زيادتر سرمايه تهيه كند دنبال اين است كه اضافه كند و حكومت هر چه سعه داشته باشد حكومتش دنبال اين است كه توسعه بدهد . و شما مىبينيد كه اين قدرتهاى بزرگ همين طور هستند ، همه اين طورند . منتها آنها يك دامنهء وسيعى دارد ، ديگران يك دامنه كوچكترى دارد . و الّا در همهء اين فطرت هست كه تمام اين عالم را اگر
هامش
( 1 ) - بر كسانى كه بيگانهاند .