تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
ستايش كنيم . شما ملاحظه بفرماييد كه نماز كه در رأس همهء عبادات واقع است ، وضع نماز چطور است ، با تكبير شروع مىشود و بعد هم با سه دفعه تكبير به آخر مىرسد ، و محتواى نماز هم تكبير است و تسبيح است و تحميد . اين براى اين است كه شايد به ما بفهماند ، به همهء بشر بفهماند كه در همان اولى كه مىخواهيد در بزرگترين عبادات خدا واقع بشويد ، وارد بشويد ، توجه كنيد كه خداى تبارك و تعالى ، اكبر از اين است كه شما عبادتش بكنيد . در هر بندى از بندها يا تسبيح شده يا تكبير . تسبيح براى اين است كه خدا منزه‌تر است از اينكه شما او را عبادت كنيد ، در عين حالى كه تحميد مىكنيد و اجازه تحميد داده است مع ذلك تسبيح مىكند او را و تكبير مىكند او را . وارد نماز مىشويد تكبير مىگوييد ، وارد حمد مىشويد ، حمد را مختص به خدا مىدانيد ؛ و ادراك اين مطلب و ذوق اين مطلب كه حمد مختص به خداست ، گمان نكنم كه براى كسى جز اينكه خدا مقرر فرموده است ، واضح شده باشد كه اصل تحميد براى غير خدا واقع نمىشود . حتى شما كه از يك گل تعريف مىكنيد ، از يك سيب تمجيد مىكنيد ، اين تمجيد خداست ؛ سيب خودش چيزى نيست . و شما كه از يك انسان كامل تعريف مىكنيد اين حمد خداست . انسان چيزى نيست حتى انبيا . غايت كمال انسانها بر اين بوده است كه بفهمند عاجزند ، ادراك كنند كه عاجزند كه عبادت خدا بكنند . آن كه در رأس سلسله انبيا و اوليا بوده است اقرار مىكند كه ما نشناختيم تو را - و صحيح هم هست - و عبادت هم نكرديم « 1 » - آن هم صحيح است - براى اينكه ، عبادت فرع معرفت است . اين معرفت به حد انسانى است ، آن قدرى كه حد انسانيت است اينها معرفت دارند و بزرگترينشان هم پيغمبر اكرم است . اما معرفت اللَّه زايد بر اين مقدار است كه حد انسانى باشد ؛ او خودش فقط مىتواند بفهمد ، بشناسد خود را و خود تحميد كند خود را . و اگر اجازه نبود كه انسان وارد بشود در عبادات ، همهء عبادات ، انسان خجالت مىكشيد كه بايستد در مقابل خدا و بخواهد در
هامش
( 1 ) - اشاره است به حديث نبوى : « ما عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ ، و ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ » . بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 23 .