محامد مال اوست ، كسى لايق حمد نيست ، كسى تحميد نمىشود . اصلش بعضى عقيده دارند كه
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
« 1 » قضاى تكوينى است ، قضاى خداست بر اينكه غير خدا عبادت نشود . گمان مىكنند بت را سجده مىكنند ، گمان مىكنند انسان را مدح مىكنند ، گمان مىكنند كه خورشيد را مدح مىكنند . همهء مدحها از اوست ، همه هم مدح او مىكنند و خود نمىفهمند . و گرفتاريهاى انسان در آن عالم هم براى همين نفهمى است ، براى همين سِتارى است كه بين انسان و حقايق هست . و اگر انسان يك قدرى نظر كند و لو به همين عالم مادى ، به همين دستگاهى كه در عالم ماده هست ، تا آن اندازهاى كه انسان دستش به آن رسيده است و آن قدرى كه دست نرسيده است ، ميلياردها اندازه هست كه دستش به او نرسيده .
لسان قرآن را ببينيد كه
زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ
« 2 » به عكس هيأت بطلميوس « 3 » ، سماء دنيا ، يعنى همين كهكشانى هم كه شما مىبينيد ؛ همهء اينها آسمان پايين است ، سماء دنيا است . آن پايين ترها ، آسمانها و اين كهكشانها آن قدرىاش كه پيدا شده است يعنى زينت شده است ، آنها داراى ميليونها شمس و بالاتر است ، و فوق اينها ميلياردها كهكشان ، و ميلياردها چيز و ما ورا آنها هم خدا مىداند . اين عالم ماده است كه تا كنون بشر دستش به آن [ نرسيده ] ، نه در طرف اوجش ، نه در طرف حضيضش ، راجع به ذرات ، آن مقدار كمى كه دستش رسيده آن است كه با اين آلات مىتواند ذرات كوچك را ببيند ، اما آن كوچكترها را ديگر باز نفهميده است . ظهور ضعف انسان در خودنمايى و مقامپرستى و انسان چقدر ضعيف است كه خيال مىكند در اين دنيا كه هست و در اين شهر كه هست و در اين كشور كه هست حالا بايد خودنمايى كند . چقدر انسان بايد جاهل باشد كه اين چيزها را مقام بداند ، و چقدر ضعيف النفس باشد كه اين حكومت را ، حكومتها را يك
هامش
( 1 ) - سوره إسراء ، آيه 23 : « و خداى تو حكم فرموده كه جز او هيچ كس را نپرستيد »
( 2 ) - سوره صافات ، آيه 6 : « ما نزديكترين آسمان را به زينت ستارگان آراستيم »
( 3 ) - بطلميوس از دانشمندان بزرگ كه در قرن دوم قبل از ميلاد در اسكندريه متولد شد . وى معتقد بود كه زمين ساكن است و ساير كواكب و اجرام سماوى بر گرد آن حركت مىكنند و اين نظريه بطلميوس به نام او مشهور است .