اعلاى خودش ، كه اگر مقررات اسلامى به حد اعلاى خودش حفظ بشود ، اين دو مقصد كه مقصد همهء انبيا است تحقق پيدا مىكند ، مقصد روحانيت مردم و مقصد اقامه عدل در بين جامعه . و بايد از آن كسى كه در رأس واقع هست تا آن اشخاصى كه قواى ثلاثه را تشكيل مىدهند ، و چه آن اشخاصى كه در خارج از اينها هستند لكن تعهد به اسلام دارند ، بايد اينها همه با هم اين بار را بردارند ، اختلاف بينشان نبايد باشد . مقصد واحد است و همه بايد در اين مقصد واحد شركت كنند . ملت بايد در اين مقصد شركت كند ، دولت بايد در اين مقصد شركت كند ، مجلس و قوهء قضائيه ، در اين مقصد بايد همه شركت كنند ، علماى بلاد هر جا هستند در اين مقصد بايد شركت كنند .
جاه طلبى نتيجه مهذب نشدن نفوس
مقصد اين است كه اسلام جريان پيدا بكند ، مقصد اين نيست كه من اجرايش كنم . از چيزهايى كه انسان مبتلا به آن هست اين شيطنتهاى باطنى كه انسان به آن مبتلا هست اين است كه ، دلش مىخواهد خودش متصدى امر باشد . جريان امر اگر به دست ديگرى بهتر واقع بشود ، اين ناراحت است ، مىگويد من خوب است باشم . اين از شيطنتهاى باطنى انسان است . انسان به صورت مقدس مآبى طرحش مىكند ، من مىخواهم به اين ثواب برسم . اگر حساب كند پيش خودش كه همان ثواب را ، بالاترش را به شما مىدهند ، و شما كمك كنيد به اين كسى كه متصدى است و از شما بهتر مىتواند ، راضى نمىشويد .
مسأله اين نيست كه ثواب مىخواهم ، مسأله اين است كه دنيا مىخواهم . اختلاف اگر بين افراد پيدا مىشود ، جستجو كنند در باطن ذات خودشان ببينند كه مسأله ، مسئلهء مصلحت اسلام و مصلحت مسلمين است يا مسأله ، مسئلهء مصلحت خودش هست ؟ پاى نفس در كار است يا خدا در كار است ؟ اگر يك كسى يك مطلبى را بهتر از من مىتواند انجام بدهد ، آيا من خوشحالم به اينكه او متصدى امر بشود يا من ناراحتم ؟ اگر يك وزير بتواند بهتر كار وزير ديگرى را انجام بدهد و كمك كند به او ، آيا نفس او اجازه به او مىدهد ؟
اگر براى خداست اجازه بايد بدهد . اگر براى خداست نبايد بين قشرهاى مختلف