تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
و اشياى ضارّه و موذيه به جهات نقص و ضرر گرچه مورد جعل بالذات نيستند ، ولى بالعرض مورد جعل‌اند ، كه به حسب نظر بحثى و برهانى ، زيرا كه اگر اصل عالم طبيعت متحقق نشود و به جهات وجوديه متعلق جعل نشود ، [ نقايص و شرور در آن متحقق نبود ] چنانچه نفع و خير و كمال در آن متحقق نبود ، زيرا اين قبيل از اعدام اعدام مطلقه نيستند ، بلكه اعدام مضافه هستند كه به تبع ملكات يك تحقق بالعرض براى آنها هست ، و قضيهء منعقدهء از آنها قضيهء معدوله يا موجبهء سالبة المحمول است ، نه سالبهء محصّله . « 1 » بالجمله ، آنچه بالذات متعلق خلقت و مورد جعل الهى است خيرات و كمالات است ، و تخلّل شرور و مضارّ و غير آن در قضاى الهى به تبعيت و انجرار است . و اشاره به مقام اوّل فرموده در آيهء شريفهء
ما أَصابَكَ مِن حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّه وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِك
. « 2 » و به مقام دوم در آيهء شريفهء
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّه
. « 3 » و در آيات شريفه و احاديث اهل بيت عصمت ( ع ) به اين دو اعتبار بسيار اشاره فرموده‌اند . از آن جمله در اين حديث شريف كه فرمود خير و شرّ هر دو متعلق جعل و خلقت هستند .

فصل در كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان

از تأمل در مطالب سابقه براى اهلش معلوم مىشود كيفيت اجراى حق خير و شر را به دست مخلوقات ، بدون آنكه مستلزم مفاسد جبر شود . و تحقيق آن به طورى كه مطلب روشن گردد و اشكالات در باب مرتفع شود محتاج به تفصيل مذاهب و مقدمات كثيره‌اى است كه از ذكر آن در اين اوراق معذورم ، ولى از اشارهء اجماليه ناگزيرم به طورى كه مناسب با نظر بحث باشد . بدان كه استقلال موجودى از موجودات در عملى از اعمال ممكن نيست ، مگر آنكه فاعل و موجد تمام اعدامى را كه جايز است بر معلول سدّ كند ، كه اگر موجودى داراى صد شرط باشد در وجود ، و علت سدّ اعدام ممكنهء از معلول را از ناحيهء نود و نه شرط بكند و يكى از شرايط به زمين بماند ، ممكن نيست كه آن علت مستقل در ايجاد آن معلول باشد . پس ، استقلال در عليت متوقف بر آن است كه آن علت سدّ
هامش
( 1 ) اسفار اربعة ، ج 7 ، ص 58 - 62 ، « سفر » سوم ، « موقف » ، هشتم ، فصل دوم . ( 2 ) ( نساء - 72 ) و حديث 3 ، پاورقى 23 . ( 3 ) ( نساء - 78 ) و حديث 14 ، پاورقى 6 .