تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
عاجز است . از اين جهت آن را به اهلش كه اولياى حق هستند بايد واگذار نماييم ، و ما به طريقهء اصحاب بحث وارد اين وادى شويم . و آن آن است كه تفويض را كه عبارت از استقلال موجودات است در تأثير ، و جبر را كه نفى تأثير است ، برأسه نفى كنيم و منزله‌اى بين المنزلتين ، كه اثبات تأثير و نفى استقلال است ، قائل شويم و گوييم منزلهء ايجاد مثل وجود [ و ] اوصاف وجود است : چنانچه موجودات موجودند و مستقل در وجود نيستند و اوصاف براى آنها ثابت است و مستقل در آن نيستند ، آثار و افعال براى آنها ثابت و از آنها صادر است ولى [ غير ] مستقل در وجودند ، و فواعل و موجداتى غير مستقل در فاعليت و ايجادند . و بايد دانست - كه با تأمّل در مطالبى كه در فصل سابق اشاره به آن شد معلوم شود - كه با آنكه خيرات و شرور هر دو ، هم به حق و هم به خلق نسبت داده شود ، و هر دو نسبت صحيح است ، و از همين جهت فرموده در اين حديث كه خيرات و شرور را من اجرا فرمودم به دست بندگان ، مع ذلك خيرات منتسب به حق تعالى است بالذات ، و به عباد و موجودات منتسب است بالعرض . و شرور به عكس آن ، به موجودات ديگر منسوب بالذات است ، و به حق تعالى بالعرض منسوب است . و به اين معنا اشاره فرموده در حديث قدسى كه مىفرمايد : « اى پسر آدم من اولى به حسنات تو هستم از تو ، و تو اولى به سيّئات خود هستى از من . » [ 1 ] و اشاره به آن در سابق نموديم و اكنون از ذكر آن صرف نظر مىنماييم . و الحمد للّه أوّلا و آخرا .
هامش
[ 1 ] عن الرضا ( ع ) . . . قال اللّه : يا بن آدم أنا أولى بحسناتك منك و أنت أولى بسيّئاتك منّى . الجواهر السنّية ، ص 279 .