تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
است . و ثانيا ، اين اخبار موافق با آيات كثيره در كتاب شريف [ است ] و حمل بر تقيه در آيات و همين طور در اخبار موافقه با آنها معنى ندارد . و ثالثا ، اين اخبار معارضى ندارد تا آنكه در مقام معارضه حمل بر تقيّه ، كه يكى از مرجّحات است ، كنيم ، و با آنچه دلالت مىكند كه انسان فاعل خير و شرّ است جمع [ مىشود ] . رابعا ، اين اخبار مطابق آنچه خود ايشان فرمودند موافق با مذهب اشاعره است كه على الظاهر مذهب غالب نبوده ، و در چنين موضع حمل بر تقيّه موجه نخواهد بود . و خامسا ، اين باب و امثال آن در ساير اعتقاديات مورد مرجّحات در باب اخبار متعارضه نيست ، چنانچه واضح است . قوله : طوبى : جوهرى گويد : « طوبى ، بر وزن فعلى ، از « طيب » است ، « ياء » آن قلب به « واو » شده براى ضمّهء ما قبل آن . » و در مجمع است كه « طوبى لهم » يعنى طيب عيش براى آنها است . و گفته شده كه « طوبى » خير و منتهاى آرزو است . و بعضى گفته‌اند طوبى اسم درختى است در بهشت . و گفته شده كه طوبى هم بهشت است به لغت اهل هند . و طوبى لك و طوباك ، به اضافه ، استعمال شود . در خبر است از رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، كه « طوبى درختى است در بهشت كه اصل آن در خانهء من است و فرع آن در خانهء على ، است . » [ 1 ] قوله : ويل جوهرى گويد « ويح » كلمهء رحمت است ، و « ويل » كلمهء عذاب است . و يزيدى گويد آنها به يك معنا هستند . و ويل لزيد و ويح لزيد به رفع توان خواند ، بنابر ابتدائيّت ، و به نصب توان خواند ، به تقدير فعلى ، چون ألزمه اللّه الويل [ 2 ] . و بعضى گويند « ويل » يك وادى است در جهنم كه اگر كوه را در آن اندازند از شدت حرارت آب شود . « 1 » و بعضى گويند اسم چاهى است در جهنم . [ 3 ]

فصل در بيان آنكه هر يك از خير و شرّ متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن ، و در آن است اشاره به كيفيت وقوع شرّ در قضاى الهى .

بدان كه در علوم عاليه به وضوح پيوسته كه نظام وجود در اعلى مرتبهء از كمال و خيريّت و اقصى مدارج حسن و جمال است . و اين به ضربى از برهان لمّى به طريق
هامش
[ 1 ] و روى الحاكم أبو القاسم الحسكانى بإسناده عن موسى بن جعفر ( ع ) عن أبيه ، عن آبائه ( ع ) قال : سئل رسول اللّه ، صلى اللّه عليه و آله و سلّم ، عن « طوبى » . قال : شجرة أصلها في داري و فرعها على أهل الجنّة . ثمّ سئل عنها مرّة أخرى ، فقال : في دار علىّ . ( حاكم حسكانى از موسى بن جعفر ، و او از پدرش ، و او از پدرانش روايت مىكند كه پيامبر را از « طوبى » ، پرسيدند . فرمود : « درختى است كه ريشهء آن در خانهء من است و شاخهء آن بر اهل فردوس سايه افكن است . » پس بار ديگر از آن پرسيدند فرمود : « آن در خانهء على است . » مجمع البيان ، در تفسير آيهء 29 سورهء « رعد » . [ 2 ] « خداوند او را به عذاب دچار ساخت . » [ 3 ] قاموس المحيط ذيل كلمهء « ويل » و در روايتى از پيغمبر ( ص ) آمده است : إنّه واد في جهنّم يهوى فيه الكافر أربعين خريفا قبل أن يبلغ قعره . ويل درّه‌اى است در جهنّم كه كافر چهل پاييز ( سال ) در آن پايين مىرود پيش از آنكه به قعر آن برسد . تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 93 ، تفسير كبير ، ج 3 ، ص 140 . ( 1 ) مجمع البحرين و لسان العرب ذيل كلمهء « ويل » .