تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
مطلق و وجود صرف است و در ذات و صفات او تحديد و نقص تصور ندارد ، و آنچه متعلق و ايجاد و جعل الهى است موجود مطلق و فيض مقدس اطلاقى است ، و ممكن نيست كه وجود محدود ناقص از آن ذات مقدس صادر شود ، هيچ نقصى از نقص در ايجاد نيست ، بلكه تمام تحديدها و نقصها از نقص در مستفيض و معلول [ است ] ، چنانچه متكلمين تصور كردند . و اين در محل خود ثابت است . « 1 » پس ، آنچه از وجود و معلول ممكن است مرتبط به ذات مقدس حق تعالى بلاواسطه باشد موجود مطلق و صريح وجود است . و آن يا فيض مقدس است ، بنابر مسلك عرفا ، يا عقل مجرد و نور شريف اوّل است ، بنابر مذهب حكما . و به بيان ديگر ، شك نيست كه موجودات در قبول وجود مختلف مىباشند : بعضى از موجودات است كه قبول وجود مىكنند ابتدئا و استقلالا ، چون جواهر مثلا ، و بعضى از موجودات است كه قبول وجود نكنند مگر پس از موجوديت شىء ديگر و به تبعيت موجود آخر ، مثل اعراض و اشياى ضعيف الوجود ، مثلا تكلم زيد بخواهد موجود شود ، از امورى است كه قبول وجود نمىتواند بكند مگر به تبع ، و اعراض و اوصاف بدون وجود جواهر و موصوفات آبى از وجودند و امكان تحقق ندارند ، و اين از نقص ذاتى و نقصان وجودى خود اين موجودات است ، نه نقصان در فاعليت و موجوديت حق تعالى شأنه . پس ، معلوم شد كه جبر و نفى وسايط وجوديه در سلسلهء موجودات امكان ندارد . و از براهين قويّه در اين باب آن است كه چنانچه ماهيات به حسب نفس منعزل از تأثير و تأثر [ هستند ] و جعل بالذات به آنها متعلق نيست ، همچنان حقيقت وجود بذاته منشأ تأثير است كه نفى تأثير از آن مطلقا مستلزم انقلاب ذاتى است . پس ، ايجاد مراتب وجود بى آثار و منفى الاثر مطلقا ممكن نيست و موجب نفى شىء از ذات خود است . بالجمله ، معلوم شد كه تفويض و جبر هر دو در مشرب برهان تامّ و ضوابط عقليه باطل و ممتنع است ، و مسلك « امر بين الامرين » در طريقهء اهل معرفت و حكمت عاليه ثابت است ، منتها در معناى آن بين علما ، رضوان اللّه عليهم ، اختلاف عظيم است . و آنچه در بين تمام مذاهب اتقن و اسلم از مناقشات و مطابقتر است با مسلك توحيد مشرب عرفاى شامخين و اصحاب قلوب است ، ولى [ اين ] مسلك در هر يك از معارف الهيه از قبيل سهل ممتنع است كه حل آن با طريقهء بحث و برهان ممكن نيست ، و بدون تقواى تامّ قلبى و توفيق الهى دست آمال از ادراك آن
هامش
( 1 ) اسفار اربعة ، ج 2 ، ص 127 به بعد . « سفر دوّم » ، « مرحلهء ششم » ، بحث علّت و معلول ، به خصوص فصول : 2 ، 13 ، 14 ، 25 ، 26 ، 28 ، و 29 . و ج 6 ص 320 به بعد « سفر سوّم » ، « موقف چهارم » ، فصل 3 .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 646 | السيد الخميني