تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
گفته‌اند الف و لام عوض از همزه است . « 1 » و هر يك از اين دو قول را حجتى است ادبى كه ذكر آن لزوم ندارد . و در لسان اهل اللّه « الهيّت » و « الوهيّت » را غالبا به مقام تجلى به فعل و به مقام فيض مقدس اطلاق كنند ، و « اللّه » را ، كه اسم جلاله است ، غالبا به مقام ذات مستجمع صفات اطلاق نمايند . و گاه شود كه به عكس استعمال نمايند . و در اين حديث شريف احتمال مىرود كه به معناى لغوى عرفى مستعمل باشد ، يعنى : من معبودم و غير من معبودى نيست . و اگر به اين معنا باشد ، معنى قصر عبوديت يا مبتنى بر آن است كه ديگرى مستحق آن نيست ، گرچه به حسب غلط و خطاى مردم معبود واقع شود . يا آنكه مبتنى بر قول اصحاب قلوب و ارباب معرفت است كه عبادت در هر مظهرى عبادت كامل مطلق است و انسان به حسب
فِطْرةَ اللَّه الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها
« 2 » طالب جميل على الاطلاق است ، گرچه خود محجوب از اين فطرت است و خود را دلبسته به متعين و تعين گمان مىكند . و شايد به حسب مناسبت با ذيل حديث كه خير و شرّ را به خود نسبت داده مقصود از « إله » همان مقام الوهيّت باشد . و اين اشاره به توحيد افعالى ، كه در لسان حكماى عظام از آن تعبير شده است به قولهم لا مؤثّر في الوجود إلّا اللّه ، باشد ، چنانچه پس از اين اشاره به اين مطلب مىشود ان شاء اللّه . قوله : الخير محقق محدّثين ، مجلسى ، رحمه اللّه ، در ذيل اين حديث شريف مىفرمايد : « خير و شرّ اطلاق مىشوند بر طاعت و معصيت ، و بر اسباب و دواعى آنها ، و بر مخلوقات نافعه ، مثل حبوب و ثمار و حيوانات مأكوله ، و بر مخلوقات ضارّه ، مثل سموم و مار و عقرب ، و بر نعمتها و بليّات . و اشاعره گويند كه تمام اين‌ها فعل خداى تعالى است . و معتزله و اماميه در افعال عباد مخالفت با آنها كردند و تأويل كردند آنچه وارد شده است كه حق تعالى خالق خير و شرّ است به غير افعال عباد از ساير معانى . » پس از آن مىفرمايند : « اما حكما پس اكثر آنها مىگويند لا مؤثّر في الوجود إلّا اللّه . و ارادهء بندگان معدّ است براى ايجاد نمودن حق تعالى افعال را به دست او . و اين موافق است با مذهب خود حكما و اشاعره . و اين اخبار را ممكن است حمل بر تقيّه نمود . » انتهى كلامه « 3 » رفع مقامه .

در تحقيق خير و شرّ است

اطلاق خير و شرّ در هر جا مىشود به كمال و نقص در ذات يا در صفات ، و در
هامش
( 1 ) در مورد قول نخست رجوع كنيد بحار الانوار ، ج 4 ، ص 187 ، باب 3 ، از « أبواب أسمائه تعالى و حقائقها و صفاتها و معانيها » . و در مورد قول دوم رجوع كنيد به مجمع البيان ، ذيل آيهء بسم اللّه الرحمن الرحيم از سورهء « حمد » . ( 2 ) ( روم - 30 ) . ( 3 ) مرآة العقول ، ج 2 ، ص 171 - 172 ، « كتاب التوحيد » ، « باب الخير و الشرّ » ، حديث 1 .