تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
است ، مثلا منجّم كه علم به خسوف و كسوف در ساعت فلان و روز فلان پيدا مىكند ، به واسطهء علم به اسباب است ، زيرا كه حركات شمس و قمر و ارض را ضبط نموده و با ضبط حركات وقت فاصله شدن زمين را بين شمس و قمر و فاصله شدن قمر را بين زمين و شمس به دست مىآورد ، و اگر ضبطش صحيح باشد ثانيه‌اى تخلف نكند . و چون جميع سلسلهء اسباب و مسبّبات منتهى شود به ذات مقدس مبدأ المبادى ، و حق تعالى علم به ذات خود كه سبب جميع موجودات مىباشد دارد ، از حيث آنكه سبب است علم به مسبّبات نيز دارد . و [ از ] اين وجوه مذكوره هر كس به حسب نشئهء خود يكى را اختيار مىنمايد . و بعضى از آن از بعضى ديگر امتن و وافيتر است به تمام مقصد .

فصل در معنى سمع و بصر حق است

يكى از مباحثى كه در باب اسماء و صفات حق جلّ و علا مورد بحث بين فلاسفهء عظام است اثبات « سمع » و « بصر » است از براى حق تعالى ، كه جمهور حكما و متكلمين ارجاع نمودند سمع و بصر را به « علم » ، و شيخ جليل اشراقى علم را ارجاع فرموده به بصر و سمع . « 1 » هر يك به بيانى كه ذكر آن خروج از طور اختصار است . و ما بيان مسلك و مذهب فحل را مىنماييم به يك بيانى كه در مطلق اسماء و صفات حق واضح گردد . بدان كه بسيارى از فلاسفه و اكابر براى اهمال بعض حيثيات بعضى از اسماء و صفات را به بعضى ديگر ارجاع نمودند ، چنانچه معروف و مسلّم بين آنها آنست كه « ارادهء » حق تعالى عبارت است از « علم » به صلاح و نظام اتمّ . و مثل اختلاف در باب « سمع » و « بصر » و « علم » و ارجاع هر يك به ديگرى ، چنانچه مذكور شد . و اين مطلب خلاف تحقيق و از اهمال حيثيات است . زيرا كه اگر مقصود از اينكه اراده به علم به صلاح راجع است ، يا علم به سمع ، يا سمع به علم ، راجع است آن است كه حق تعالى داراى اراده نيست و داراى سمع و بصر نيست ، بلكه همان « علم » را به اسم اراده و سمع و بصر خوانده‌اند . اين مطلبى است بس باطل و تقوّلى است بس فضيح ، زيرا كه لازم آيد كه حق تعالى مبدأ وجود باشد بدون اراده و اختيار . علاوه بر
هامش
( 1 ) شرح حكمة الإشراق ، 358 - 366 ، در علم حق تعالى . اسفار اربعة ، ج 6 ، ص 423 ، « سفر » سوم ، « موقف » ششم .