تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
وجوه لازم آيد . فله الأسماء الحسنى و الأمثال العليا و الكبرياء و الآلاء . [ 1 ]

فصل در بيان كيفيت تعلق علم حق بر معلومات است

بدان كه به طورى كه سابق اشاره به آن شد حق تعالى با علم بسيط ذاتى و كشف واحد ازلى جميع موجودات بما أنها موجودات و جهات وجوديهء كماليه از جهت كمال براى ذات مقدسش معلوم و منكشف است . و اين كشف در عين بساطت و وحدت تامّ تفصيلى است به طورى كه ذره‌اى از سموات ارواح و اراضى اشباح ازلا و ابدا از حيطهء علم او خارج نيست . و اين علم و كشف در ازل است و عين ذات مقدس است ، و معلومات به تعينات و حدودات ، كه برگشت به عدم و نقص كند ، پس از ايجاد تحقق بالعرض پيدا كند و متعلق علم بالعرض شود ، و اين تعلق بالعرض پس از ايجاد است . و به اين معنى اشاره فرموده است در اين حديث شريف آنجا كه فرمايد : فلمّا أحدث الأشياء و كان المعلوم ، وقع العلم منه على المعلوم . و محتمل است كه اين عبارت اشاره به علم فعلى كه به تجلى « فيض مقدس » حاصل مىشود باشد . و مقصود از « معلومات » معلومات بالذات كه هويات وجوديهء متعلقه به فيض مقدّس و تجلى ظهورى نورى است باشد . پس ، بر احتمال اوّل حاصل عبارت اين شود : فلمّا تجلّى بفيضه المقدّس و ظهر الكون بالعرض ، وقع العلم على المعلوم . أىّ ، ظهر الفيض في مراة المستفيض بالعرض . [ 2 ] و بنابر احتمال دوم چنين شود : فلمّا تجلّى بفيضه المقدّس و ظهر وجود الكون بالذّات ، أى بلا حيثيّة تقييديّة ، وقع الفيض على المستفيض بالذّات . [ 3 ] و بنا بر هر دو تعبير ، اين تجلى به فيض مقدس در تحت حوادث زمانيه و تغييرات نيست و ايجاد حق تعالى مبرا و مقدس است از شايبهء حدوث و تغيير ، بلكه تعين و تحديد ، و چنانچه علم ذاتى بسيط من جميع الجهات و محيط به تمام حيثيات است ، علم فعلى ، كه آيهء حقيقى حق و ظهور علم ذاتى و مرآت آن است ، بسيط تامّ
هامش
[ 1 ] « پس براى اوست نامهاى نيكو و مثالهاى بلند و كبريا و نيكوييها . » [ 2 ] « چون به « فيض مقدس » تجلى كرد و وجود بالعرض پديدار گشت ، علم به معلوم تعلق گرفت . يعنى ، فيض در آينهء وجود مستفيض بالعرض ظاهر گشت . [ 3 ] « و چون به « فيض مقدس » تجلى كرد و وجود موجودات بالذات پديدار گشت . ، يعنى بدون حيثيت تقييديه ، فيض به مستفيض ذاتا تعلق گرفت . »