عدم و نقص و قصور است و بالجمله لا شيئيّت است ، و نسبت ديگر مراتب وجود به آن ذات مقدس نسبت نقص به كمال است ، و علم به كمال مطلق علم به مطلق كمال است بدون نقص و قصور ، و اين عين كشف تفصيلى كلى بسيط است با آنكه از حيطهء علم او ذرهاى از موجودات خارج نيست ازلا و ابدا ، به هيچ وجه كثرت و تركيب در آن راه ندارد . « 1 » و اما به طريقهء عرفا ، حق تعالى مستجمع جميع اسماء و صفات است در مقام حضرت « واحديت » و مقام جميع اسمائى ، و اعيان ثابتهء جميع موجودات از لوازم اسماء الهيه است در حضرت جمع قبل از ايجاد در ازل ، و تجلى مطلق ذات از مقام احديت و غيب هويت كشف جميع اسماء و صفات و لوازم آن است ، كه اعيان ثابتهء جميع موجودات است ، به تجلى واحد و كشف بسيط مطلق ، پس به عين كشف علمى به تجلى « فيض اقدس » كشف ذات و اسماء و صفات و اعيان شود بدون آنكه كثرت و تركيبى تخلل كند . « 2 » و اين دو طريقه در غايت اتقان و متانت و شموخ است ، ولى به واسطهء آنكه در كمال دقت است و مبتنى بر اصول كثيره است ، از فلسفه و اصطلاحات اهل اللّه و اصحاب قلوب ، تا آن مقدمات حاصل نباشد و انس تامّ و تمام و مزاولت بسيار و حسن ظن كامل به علماء باللّه نباشد ، از اين بيانات چيزى حاصل نيايد و تحير بر تحير افزايد . و از اين جهت به بيانى سادهتر و نزديك به افهام عامّه مطلب را پرداختن اولى است . پس گوييم كه عليّت و مبدئيت واجب الوجود ، تعالى شأنه ، مثل عليت فاعلهاى طبيعى نيست كه مواد موجوده را با هم تركيب و تفصيل كنند ، مثل نجار كه در مادهء موجوده تغييراتى مىدهد و تركيب و تفصيلى مىدهد ، و چون بنّاء كه تركيب مواد موجوده را مىكند ، بلكه حق تعالى فاعل الهى است كه اشياء را به نفس اراده بدون سابقه موجود مىكند و نفس علم و ارادهاش علت ظهور و وجود اشياء است ، پس دار تحقق در حيطهء علم اوست و به اظهار او از مكامن غيب هويت ظاهر شود : وَ عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلّا هو . [ 1 ] گويند صفحهء اعيان نسبت به ذات مقدس حق جلّ جلاله مثل نسبت اذهان است به نفس انسانى ، كه به نفس اراده ايجاد كند و اظهار آنچه در غيب هويت است نمايد . پس جميع دايرهء تحقق در حيطهء علم است و از آنجا ظاهر گردد و بدانجا عود كند : فَ
إنّا للّه وَ إنّا إلَيْهِ راجِعُونَ .
[ 2 ] و به بيان واضحترى ، علم به سبب و علت تامّه شىء مستلزم علم به شىء
هامش
[ 1 ] « و كليدهاى غيب نزد اوست . جز او كسى بر آنها آگاه نيست . » . ( انعام - 59 ) .
[ 2 ] « براستى ما از خداييم و به سوى او باز مىگرديم . » ( بقره - 156 ) .
( 1 ) اسفار اربعة ، ج 6 ، ص 263 - 277 ، « سفر » سوم ، « موقف » ، سوم ، فصل 12 ( بحث علم حق تعالى ) .
( 2 ) اسفار اربعة ، ج 6 ، ص 280 - 290 ، « سفر » سوم ، « موقف » سوم ، فصل 12 .