و بعضى صفات حق را به امور عدميه ارجاع كردند ، و « علم » را عبارت از عدم جهل و « قدرت » را عدم عجز دانستهاند . و در اهل معرفت كسى را كه ديدم اصرار به اين معنى دارد مرحوم عارف جليل ، قاضى سعيد قمّى [ 1 ] ، است كه تبعيت از استاد خود ، كه ظاهرا مرحوم ملا رجب على [ 2 ] است ، نموده به بيانى كه در شرح توحيد مذكور است « 1 » . و ما در سالف زمان جواب برهان او را ، و همين طور جواب تمسكات او را به ظواهر بعض اخبار ، به وجه برهانى داديم .
فصل در بيان علم قبل از ايجاد است
و از مباحث شريفه كه در اين حديث شريف اشاره به آن فرموده علم قبل الايجاد است به معلولات خود در ازل ، كه محل خلاف عظيم است اصل آن و كيفيت آن كه آيا به طريق اجمال است يا تفصيل . يا آيا زايد بر ذات است يا عين ذات . يا قبل الايجاد است يا مع الايجاد . كه تفصيل آن در كتب قوم موجود است . « 2 » و ما به تحقيق مطلب پرداخته از ردّ و ايراد ساير اقوال صرفنظر مىكنيم .
بدان كه آنچه محقق است پيش ارباب برهان و اصحاب عرفان آن است كه در اين حديث شريف اشاره به آن فرموده كه علم به معلوم قبل از ايجاد در ازل است ، و آن عين ذات است . و اشاره به اينكه علم او تفصيلى است فرموده به اينكه [ بصير ] به اشياء است در صورتى كه مبصرى نيست و سميع است در صورتى كه مسموعى نيست ، زيرا كه بصر و سمع شهود مبصرات و مسموعات است تفصيلا ، چنانچه واضح است . و ايضا ، اشاره به علم تفصيلى فرموده است آنجا كه فرمايد : فإذا أحدث الأشياء و كان المعلوم ، وقع العلم منه على المعلوم . . . الحديث زيرا كه آن است كه بعد از ايجاد علم تحقق تازه [ پيدا ] نكرده ، بلكه بعد از متحقق بودن وقوع بر معلول پيدا كرده . و ما پس از اين معناى وقوع علم بر معلوم را بيان مىكنيم .
و اما بيان اين مطلب شريف ايمانى به طريق محققين فلاسفه آن است كه پس از آنكه در فصل سابق بر اين معلوم شد كه حق تعالى صرف وجود و صرف كمال است ، و صرف وجود با بساطت و وحدت تامّهاى كه دارد جامع جميع كمالات و مستجمع همهء وجودات است به نحو كمال ، و آنچه از حيطهء وجود او بيرون است
هامش
[ 1 ] محمد سعيد بن محمّد مفيد قمى ، معروف به « قاضى سعيد » از بزرگان علماى نامدار شيعه و از عالمان به حديث و حكمت و فنون ادبيّه بشمار مىرود و به « عرفان » تمايل بسيار داشت . وى از شاگردان ملا محسن فيض و ملّا عبد الرّزاق لاهيجى و ملّا رجبعلى تبريزى است . قاضى سعيد مدّتى در قم به قضاوت اشتغال داشت و به همين دليل به قاضى معروف شد . در سال 1103 ه - ق در قم وفات يافت ، از آثار اوست : الاربعون حديثا ، اسرار الصلاة ، حاشيه أثولوجيا ، حاشيه بر اشارات ، حقيقة الصلاة ، شرح توحيد صدوق ( ره ) ، البوارق الملكوتية ، كليد بهشت .
[ 2 ] ملا رجبعلى تبريزى ( - 1080 ) از شاگردان مير فندرسكى است . در فلسفه مشرب مشائى داشته و كتب بو على را تدريس مىكرده است . قاضى سعيد قمى و محمد تنكابنى از شاگردان وى بودهاند . از اوست : كليد بهشت . و رسالهاى به فارسى در اثبات واجب .
( 1 ) شرح توحيد ، ج 3 ، ص 54 ( نسخه خطى كتابخانه مرحوم آيت اللّه مرعشى نجفى ) .
( 2 ) اسفار اربعة ، ج 6 ، ص 284 - 176 ، « سفر » سوم « موقف » سوم بحث علم حق تعالى . شرح اشارات ، « نمط » هفت ، فصل 15 - 20 .