تعالى محض اضافه و عين حيثيت سلبيه گردد ، همين طور اگر عين اوصاف حقيقيه دانيم ، لازم آيد حق تعالى نفس مفاهيم اعتباريه و معانى عقليه گردد ! تعالى عن ذلك . و اگر ملاحظهء حقايق اوصاف و مصداق محقق اسماء و صفات را نماييم ، جميع اسماء و صفات اضافيه و حقيقيه عين ذات مقدس باشد ، و فرق بين « عالميت » و « عالم » و « قادريت » و « قادر » فقط در اعتبارات مفهومى است ، و جميع اوصاف اضافيه به رحيميت و رحمانيت ذاتيه رجوع كند ، حتى رازقيت و خالقيت غير آن .
و اينكه جميع سلوب را به سلب امكان و اضافات را به اضافهء واحده ارجاع نمودند و در اوصاف حقيقيه ارجاع به چيزى نكردند ، اگر باز نظر به مفاهيم اندازيم ، هيچيك از آنها به ديگرى ارجاع نشود ، نه در سلوب و اضافات و نه در اوصاف حقيقيه ، و اگر به حقايق نظر شود ، جميع اوصاف حقيقيّه نيز به حقيقت واحدهء واجبه رجوع كند .
در تحقيق عينيت اوصاف با ذات مقدس
بالجمله ، تحقيق در باب اوصاف به لسان حكمت نظرى آن است كه اوصاف حقيقيه و اضافيه مطلقا به حسب مفاهيم ، مختلف و هيچيك عين ذات مقدسه نيستند ، و به حسب حقيقت ، تمام عين ذات مقدس است . منتها از براى اوصاف دو مرتبه است : يكى ، مرتبهء ذات و اوصاف ذاتيه است ، كه توان از آن انتزاع علم كرد و عالميت و قدرت و قادريت . و يكى ، مقام اوصاف فعليه است ، كه از آن نيز انتزاع مفهوم علم و عالميت و قدرت و قادريت توان كرد . و اما اوصاف سلبيه ، از قبيل قدّوسيت و سبّوحيت ، و اسماء تنزيهيه ، آنها از لوازم ذات مقدس و ذات مقدس مصداق بالعرض است نسبت به آنها ، زيرا كه حق تعالى كمال مطلق است و كمال مطلق بالذات بر او صادق است ، زيرا كه اصل حقيقت اوست ، و از لوازم آن سلب نقايص است ، و كمال مصداق عرضى سلب نقص است . و اهل معرفت و اصحاب قلوب مقام تجلى به « فيض اقدس » را مبدأ اسماء ذاتيه دانند ، و مقام تجلى به « فيض مقدس » را مبدأ اوصاف فعليه شمارند ، « 1 » و تجلى به فيض مقدس را « غير » نمىدانند ، چنانچه « عين » نيز نمىدانند . و بحث در اطراف آن منجر مىشود به بحث از اسماء و صفات به طريقهء آنها و از مقصد خارج مىشويم .
هامش
( 1 ) مصباح الأنس ، ص 131 - 130 . نقد النصوص ، فصل 2 ، ص 38 - 39 .