تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
و تمام است ، راجع به عين وجود و اصل حقيقت هستى است ، و در دار تحقق جز يك اصل شريف كه سرچشمهء تمام كمالات و منشأ تمام خيرات است نيست ، و آن حقيقت وجود است . و اگر جميع كمالات عين حقيقت وجود نباشد و به وجهى از وجوه در حاقّ اعيان از او جدايى و با او دوئيت داشته باشد ، لازم آيد دو اصل در دار تحقق محقق باشد ، و اين مستلزم مفاسد بسيار است . پس ، هر چه كمال است ، به حسب مفهوم و ماهيت كمال نيست ، بلكه به واسطهء تحقق و حصول در متن اعيان كمال است ، و آنچه در متن اعيان و حاقّ نفس الامر محقق است ، يك اصل است و آن وجود است ، پس آنچه كمال است به يك اصل ، كه آن حقيقت وجود است ، رجوع كند . و نيز به وضوح رسيده كه حقيقت وجود بسيط محض من جميع الجهات است ، و تركيب مطلقا از ساحت مقدس او مبراست ، مادامى كه به اصل صراحت ذات خود و خلوص حقيقت خود باقى باشد . و اگر از اصل حقيقت خود تنزل كند ، تركيب عقلى و خارجى ، به حسب مناسبت مشاهد و منازل آن ، بر او طارى و عارض شود ، ليكن به حسب ذات بسيط و تركيب امر غريب عرضى است . و از اين بيانات دو قاعدهء شريفه استفاده شود : يكى ، آنكه بسيط من جميع الجهات كل كمالات است به حيثيت واحده و جهت فارده ، و از همان حيثيت كه موجود است عالم و قادر و حىّ و مريد است ، و ساير اسماء و صفات جماليه و جلاليه بر او صادق است ، و عالم است از جهتى كه قادر است ، و قادر است از جهتى كه عالم است ، بدون اختلاف اعتبار حتى در عقل . و اما اختلاف مفاهيم اسماء و موضوع له لغات ، كه مفاهيم عقليهء لا به شرط است ، مربوط به اختلاف در حقيقت عينيه نيست ، و به وضوح رسيده كه مفاهيم مختلفهء كمال از شىء واحد انتزاع مىشود ، بلكه به اين بيان سابق لازم است كه كل مفاهيم كماليه از حيثيت [ واحده ] انتزاع شود . و اگر مفاهيم كمال از حيثيات مختلفه منتزع شود ، چنانچه در بعض ممكنات چنين است ، اين بالعرض است و از جهت تنزل حقيقت وجود و تشابك آن با اعدام است بالعرض . و قاعدهء دوم ، آنكه آنچه كامل من جميع الجهات و صرف كمال و خير است بايد بسيط من جميع الجهات باشد . و نيز به تبع دو قاعدهء ديگر استفاده شد كه آنچه در او تركيب راه دارد ، هرطور تركيبى باشد ، كامل از جميع جهات نيست و نقص و عدم نيز در او راه دارد ، و آنچه ناقص است بسيط مطلق نيست .