المذنب يوم القيامة حتّى يقام بموقف الحساب ، فيكون اللّه تعالى هو الّذي يتولّى حسابه لا يطلع على حسابه أحدا من النّاس ، فيعرّفه ذنوبه حتّى إذا أقرّ بسيّئاته . قال اللّه عزّ و جلّ للكتبة : بدّلوها حسنات و أظهروها للنّاس . فيقول النّاس حينئذ : ما كان لهذا العبد سيّئة واحدة ! ثمّ يأمر اللّه به إلى الجنّة . فهذا تأويل الآية . و هي في المذنبين من شيعتنا خاصّة . « 1 » محدّث جليل القدر ، محمد بن مسلم ثقفى ، رضوان اللّه عليه ، مىفرمايد :
« سؤال [ كردم ] از حضرت باقر العلوم ، عليه السلام ، از معنى قول خدا :
فأولئك . . . الآية فرمود : « آورده شود مؤمن گناهكار در روز قيامت تا [ قرار گيرد ] در موقف حساب ، پس ذات مقدس حق خود حساب او را بكشد ، و هيچيك از مردم [ را ] بر حساب او آگاه نگرداند . پس از آن ، گناهان او را به او معرفى فرمايد ، تا آنكه اقرار به گناه خود كند . خداى تعالى به نويسندگان امر فرمايد كه گناهان او را مبدّل به حسنات كنند و به مردم اظهار كنند . پس مردم مىگويند : براى اين بنده يك گناه هم نبود ! پس از آن ، امر فرمايد كه او را به بهشت ببرند . اين است تأويل اين آيه . و اين در گناهكاران از شيعيان ماست خاصتا . » اينكه آيهء شريفه را بالتمام نوشتم و كلام را طولانى كردم براى آن است كه مطلب چون از مهمات است ، و بسيارى از اهل منبر به مردم عامه بد فهماندند اين قبيل اخبار را ، و ربط آنها به آيهء شريفه جز به ذكر آيه معلوم نمىشد ، از اين جهت معذورم از طول مملّ . كسى كه صدر و ذيل آيهء شريفه را ملاحظه كند ، مىفهمد كه مردم مطلقا به اعمال خود گرفتارند و مؤاخذ در زشتيها هستند ، مگر آنهايى كه ايمان آورند و توبه از گناهان كنند و عمل صالح به جا آورند . و اين سه در هر كس جمع شود ، رستگار و مورد الطاف خداوند است و در پيشگاه مقدس حق محترم است ، و سيّئات و گناهان [ او ] مبدل به حسنات شود . و جناب باقر العلوم ، عليه السلام ، نيز تأويل همين را فرمودند كه كيفيت حساب و موقف چنين اشخاصى به اين ترتيب است . منتها آنكه اين خاص به شيعيان اهل بيت است و ديگر مردم از آن محروم هستند ، زيرا كه ايمان حاصل نشود مگر به ولايت على و اوصياى او از معصومين طاهرين ، عليهم السلام ، بلكه ايمان به خدا و رسول قبول نشود بدون ولايت ، چنانچه در فصل بعد از اين ان شاء اللّه مذكور شود . پس ، اين آيهء شريفه و اخبار مفسّره را بايد از ادله اوليه شمرد ، زيرا كه دلالت دارد بر آنكه اگر شخص ايمان داشته
هامش
( 1 ) امالى ، ص 70 ، جزء سوم .