تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
از على بهتر است ) پس از آن متابعت سيرهء او نكند و عمل به سنّت او ننمايد ، از حب او نفعى براى او حاصل نشود . » [ 1 ] و در حكايت معروف طاووس است كه ديد صداى ناله و تضرع و زارى مىآيد ، تا آنكه صاحب آن ناله خاموش شد و گويى غشوه‌اى براى او دست داد . چون به بالين او آمد ، ديد جناب على بن الحسين ، عليهما السلام ، است ! سر آن بزرگوار را به دامن گرفت و كلماتى مشتمل بر آنكه تو فرزند رسول خدا و جگر گوشهء فاطمهء زهرايى ، و بالاخره بهشت از شماست ، عرض كرد . آن سرور فرمود : « خداوند بهشت را خلق فرموده از براى كسى كه عبادت و اطاعت او كند ، اگر چه غلام حبشى باشد ، و آتش را خلق فرموده براى كسى كه معصيت او كند ، گرچه اولاد قريش باد . » ( يا سيّد قريش باشد ) . « 1 » اين است چند حديث از احاديث شريفهء صريحه به اينكه اين اشتهاى كاذبه كه ما اهل دنيا و معصيت داريم غلط و باطل است ، و از هوسهاى شيطانى و مخالف با عقل و نقل است . و ضميمه نما به آن آيات شريفهء قرآنيه را ، مثل قول خداى تعالى :
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ .
[ 2 ] و مثل قوله تعالى :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ . وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ
. [ 3 ] و مثل قوله تعالى :
لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ .
[ 4 ] و غير اين‌ها از آيات شريفه كه در [ هر ] صفحه از كتاب الهى موجود است ، كه تأويل و تصرف در آن خلاف ضرورت است . و در مقابل اين‌ها احاديث ديگرى است كه آنها هم در كتب معتبره مذكور است ، ولى نوعا جمع صحيح عرفى دارد . و اگر جمع نيز پسند نيفتد و قابل تأويل نباشند ، مقاومت با اين همه حديث صحيحهء صريحهء متواترهء مؤيّده به ظواهر قرانيه و نصوص فرقانيه و عقل سليم و ضرورت مسلمين ننمايد . فمن ذلك ما رواه ثقة الإسلام الكلينيّ بإسناده عن يوسف بن ثابت بن أبي سعيدة ، عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، قال : الإيمان لا يضرّ معه عمل ، و كذلك الكفر لا ينفع معه عمل . « 2 » فرمود حضرت صادق ، عليه السلام : « ايمان ضرر نرساند با آن عملى ، و كفر نيز نفع نرساند با آن عملى . » و چند حديث ديگر به اين مضمون وارد است . « 3 » و جناب محدّث جليل ، مجلسى ، عليه الرحمة ، اين دسته اخبار را حمل فرمودند به اينكه مراد از « ضرر » دخول نار يا خلود در نار است . - انتهى . « 4 » و بنابر اينكه مراد دخول نار باشد ، منافات ندارد با عذابهاى ديگرى كه در برزخ و مواقف قيامت از آنها بشود .
هامش
[ 1 ] فقال : يا جابر لا تذهبنّ بك المذاهب . حسب الرّجل أن يقول : أحبّ عليا و أتولاه . ثمّ لا يكون مع ذلك فعّالا ؟ فلو قال : إنّى أحبّ رسول اللّه - فرسول اللّه ، صلى اللّه عليه و آله خير من علىّ عليه السلام - ثمّ لا يتّبع سيرته و لا يعمل بسنّته ، ما نفعه حبّه إيّاه شيئا . اصول كافى ، ج 2 ، ص 74 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب الطاعة و التقوى » ، حديث 3 . [ 2 ] « هر كه در گرو چيزى است كه اندوخته است . » ( مدّثر - 38 ) [ 3 ] « پس هر كه به قدر ذره‌اى نيكى كرده باشد ، آن را مىبيند ، و هر كه به قدر ذره‌اى بدى كرده باشد آن را خواهند ديد . « ( زلزال - 7 - 8 ) [ 4 ] « هر چه ( از نيكى ) كرده ، از آن اوست ، و هر چه ( از بدى ) كرده ، به زيان اوست . » ( بقره - 286 ) ( 1 ) بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 81 - 82 ، « تاريخ علىّ بن الحسين ( ع ) » ، باب 5 ، حديث 75 . ( 2 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 464 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب أن الإيمان لا يضرّ معه سيّئة » ، حديث 4 . ( 3 ) منبع پيشين حديث 3 ، 5 - 6 . ( 4 ) مرآة العقول ، ج 11 ، ص 396 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب أن الإيمان لا يضرّ معه السيئة » ، حديث 2 .