« فرمود جناب باقر العلوم عليه السّلام ، به خيثمه كه ابلاغ كن به شيعيان ما كه ما بىنياز نمىكنيم از خداوند چيزى را . ( يعنى به اعتماد به ما از عمل باز نمانيد ) و برسان به شيعيان ما كه نرسد آنچه پيش خدا هست مگر به عمل . و به شيعيان ما ابلاغ كن بزرگترين مردم در حسرت روز قيامت كسى است كه وصف كند عدلى را ، پس از آن مخالفت كند او را و عدول كند به سوى غير آن . و ابلاغ كن به شيعيان ما كه اگر قائم شدند به آنچه به آنان مأمورند ، ( يعنى اگر اطاعت خداوند را كردند ) آنها اهل نجات هستند فقط » .
كافى بإسناده عن أبي جعفر ، عليه السّلام ، قال : لا تذهب بكم المذاهب .
فو اللّه ، ما شيعتنا إلّا من اطاع اللّه . « 1 » يعنى عذر تراشى نكنيد در معاصى خدا ، و رأيهاى باطل را متابعت نكنيد كه ما شيعه هستيم و انتساب به اهل بيت اسباب نجات ماست ، « به خدا قسم كه نيست شيعهء ما مگر كسى كه اطاعت خداى تعالى كند . » و بإسناده عن جابر ، عن أبي جعفر ، عليه السّلام ، قال قال لي : يا جابر ، أ يكتفي من ينتحل التّشيّع أن يقول بحبّنا أهل البيت ؟ فو اللّه ، ما شيعتنا إلّا من اتّقى اللّه و أطاعه . إلى أن قال : فاتّقوا اللّه و اعملوا لما عند اللّه ، ليس بين اللّه و لا بين أحد قرابة ، أحبّ العباد إلى اللّه تعالى و أكرمهم عليه أتقاهم و أعملهم بطاعته . يا جابر ، و اللّه ، ما يتقرّب إلى اللّه تعالى إلّا بالطّاعة . ما معنا براءة من النّار و لا على اللّه لأحد من حجّة . من كان للّه مطيعا ، فهو لنا ولىّ ، و من كان للّه عاصيا ، فهو لنا عدوّ . و ما تنال ولايتنا إلّا بالعمل و الورع . « 2 » فرمود : « اى جابر ، آيا كفايت مىكند كسى را كه مدعى تشيع است اينكه دعوى كند دوستى ما اهل بيت را ؟ به خدا قسم كه شيعهء ما نيست مگر كسى كه از خدا بترسد و اطاعت او كند . » تا آنكه فرمود : « بترسيد از خدا و عمل كنيد براى آنچه پيش خداوند است . ( يعنى از ثوابها ) . نيست ميانهء خدا و كسى خويشاوندى ، و دوستترين بندگان پيش خداى تعالى و اكرم آنها بر او پرهيزگارتر آنها و عمل كنندهتر از آنهاست به فرمايشات او . اى جابر ، به خدا قسم كه تقرب به خداوند تعالى حاصل نشود مگر به اطاعت . نيست با ما آزادى از آتش ، و نيست براى كسى حجت
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 73 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب الطاعة و التقوى » ، حديث 1 .
( 2 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 74 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب الطاعة و التقوى » ، حديث 3 .