تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
[ در بيان آنكه علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست ] پوشيده نماند كه ادراك حقيقت اوصاف حق و احاطه بر آنها و كيفيت آنها ، از امورى است كه دست برهان از وصول به شاهق آن كوتاه و آمال عارفين از وصول به مغزاى آن منقطع است ، و آنچه به نظر برهانى و نظر تفكر علماء حكمت رسميّه ، يا در مباحث اسماء و صفات ارباب اصطلاحات عرفانيه ، ذكر كرده‌اند ، هر يك به حسب مسلك آنها صحيح و برهانى است ، و ليكن خود علم حجابى است غليظ كه تا خرق آن به توفيقات سبحانى در سايهء تقواى كامل و رياضت شديد و انقطاع تامّ و مناجات صادقانه با جناب ربوبى نشود ، انوار جمال و جلال در قلب سالك طلوع نكند و قلب مهاجر إلى اللّه به مشاهدهء غيبيه و حضور عيانى تجليات اسمائى و صفاتى - تا چه رسد به تجليات ذاتى - نايل نشود . و اين بيان نبايد انسان را از طلب و بحث ، كه خود تذكر حق است ، باز دارد ، زيرا كه نادر اتفاق افتد كه بدون بذر علوم حقه ، به شرايط معهودهء آن ، شجرهء طيّبه معرفت در قلب روييده شود يا بارور گردد . پس ، انسان در اوّل امر بايد از رياضات علميه ، با قيام به جميع شرايط و متممات آن ، دست نكشد كه گفته‌اند : العلوم بذر المشاهدات . « 1 » و اگر علوم در اين عالم نيز به واسطهء بعضى موانع به نتيجهء تامّ نرساند انسان را ، ناچار در عوالم ديگر به ثمراتى دلپسند منتهى شود ، ولى عمده قيام به شرايط و مقدمات آن است كه بعضى از آن را در شرح بعض احاديث سالفه بيان كردم .

فصل در بيان آنكه علم به حقيقت روحانيت انبيا و اوليا به قدم فكر حاصل نشود

بدان كه معرفت روحانيت و مقام كمال جناب ختمى مرتبت ، صلّى اللّه عليه و آله ، خاصّتا ، و انبياى معظّم و اولياى معصومين ، عليهم السلام ، نيز با قدم فكر و سير آفاق و انفس ميسور نگردد ، زيرا كه آن بزرگواران از انوار غيبيهء الهيه و مظاهر تامه و آيات باهرهء جلال و جمال‌اند ، [ و ] در سير معنوى و سفر إلى اللّه به غاية القصواى فناى ذاتى و منتهى العروج « قاب قوسين أو ادنى » رسيده‌اند ، گرچه
هامش
( 1 ) أسفار أربعه ، ج 9 ، ص 123 ، تفسير صدر المتألهين ، تفسير آيهء 17 سورهء « أعلى » .