تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
شما شوم ، مذهب صحيح را در توحيد مرقوم فرماييد » . پس مرقوم فرمود : « خدا تو را رحمت كند ، از توحيد سؤال كردى و آنچه را در آن اختيار كردند اشخاصى كه پيش تو هستند . ( يعنى اهل عراق ) بزرگ است خدايى كه نيست مثل او چيزى و او شنوا و بيناست ، بزرگتر است از آنچه توصيف نمودند توصيف‌كنندگانى كه تشبيه نمايند خداوند را به مخلوقش ، - آنهايى كه افترا و دروغ بندند به خداوند . پس بدان ، خداوند تو را رحمت كند ، كه مذهب صحيح در توحيد آن است كه قرآن به آن نازل شده از صفات خداى تعالى . پس نفى كن از خداوند بطلان و تشبيه را : نه نفى صفات كن كه آن بطلان است ، و نه صفات شبيههء به خلق ثابت كن براى او كه آن تشبيه است . اوست اللّه و ثابت و موجود ، بزرگتر است از آنچه توصيف نمودند وصف كنندگان . از قرآن تجاور نكنيد پس به ضلالت و گمراهى بيفتيد بعد از بيان و تعليم الهى . » از تأمل در اين حديث شريف و تدبر درست در صدر و ذيلش معلوم شود كه مقصود از نفى توصيف حق ، تفكر نكردن در صفات و توصيف ننمودن حق مطلقا ، نيست چنانچه بعضى از محدثين جليل فرمودند ، « 1 » زيرا كه در اين حديث امر فرمود به نفى تعطيل و تشبيه - چنانچه در بعض روايات ديگر « 2 » - و اين خود بىتفكر در صفات و علم كامل به آنها صورت نگيرد بلكه مقصود آن جناب آن است كه توصيف ننمايند به آنچه لايق ذات مقدس حقّ تعالى نيست ، مثل اثبات صورت و تخطيط و غير آن از صفات مخلوق كه ملازم با امكان و نقص است ، تعالى اللّه عنه . و اما توصيف حق تعالى به آنچه لايق ذات مقدس است ، كه آن در علوم عاليه ميزان صحيح برهانى دارد ، پس آن امر مطلوبى است كه كتاب خدا و سنت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، و احاديث اهل بيت از آن مشحون است ، و خود حضرت نيز در اين حديث شريف اشاره به ميزان صحيح برهانى به طريق اجمال فرموده است ، و بحث در اطراف آن اكنون از مقصد ما خارج است . و اينكه جناب صادق ، عليه السلام ، فرمودند [ در ] توصيف حق از كتاب خدا خارج مشو ، دستورى است براى كسانى كه ميزان در صفات را نمىدانند ، نه آنكه توصيف به غير صفاتى كه در كتاب خداست جايز [ نيست ] ، و لهذا خود آن سرور با آنكه اين دستور را به طرف داده‌اند ، مع‌ذلك توصيف فرمودند حق را به دو صفت و اسمى كه در كتاب خدا - به حسب آنچه در نظر است - نيست ، و آن « ثابت » و « موجود » است . آرى ، اگر كسى با عقل ناقص مشوب به اوهام ، بىاستناره به نور معرفت و
هامش
( 1 ) مرآة العقول ، ج 1 ، ص 346 ، « كتاب توحيد » ، « باب نهى از توصيف . . . » ، حديث 1 . ( 2 ) التوحيد ، شيخ صدوق ، ص 31 به بعد ، باب 2 . ( بويژه حديث 37 ) بحار الأنوار ، ج 3 ، ص 257 به بعد ، « كتاب التوحيد » ، باب 9 ، حديث 13 .