« سنت » ، كه راجع به قسم سوم است ، آن است كه عقل را راهى به ادراك آن باشد ، چنانچه علم اخلاق چنين است ، به خلاف سنت كه راجع به تعبد صرف است و عقول از ادراك آن عاجزند ، و به همين جهت گوييم كه « سنّت قائمه » راجع به علوم تعبديه و آداب شرعيه است كه تعبير به « سنّت » شده است ، و عقول به حسب نوع از ادراك آنها عاجز است ، و طريق اثبات و فهم آنها سنّت است ، چنانچه تعبير و توصيف سنّت به « قائمه » نيز مناسب با همان واجبات شرعيه است ، زيرا كه « اقامهء » واجبات و بر پا داشتن و « اقامهء » صلوات و زكوات و غير آن ، تعبير شايع صحيحى است . و اين كلمه در آن دو علم ديگر به كار برده نمىشود ، و تعبير از آنها به آن غير صحيح است . اين غايت آن چيزى است كه به حسب مناسبات مىتوان تطبيق نمود . و العلم عند اللّه .
فصل
اكنون مىپردازيم به ذكر آن نكته كه وعده داديم و آن آن است كه در حديث شريف از علم عقايد و معارف تعبير فرموده است به « آيه » ، و « آيت » علامت و نشانه است . و نكتهء اين تعبير آن است كه علوم عقليه و حقايق اعتقاديه اگر چنانچه تحصيل شود براى فهم خود آنها ، و جميع مفاهيم و اصطلاحات و زرق و برق عبارات و تزيين تركيبات كلمات ، و تحويل دادن به عقول ضعيفه براى تحصيل مقامات دنيويه ، آن را « آيات محكمات » نتوان گفت ، بلكه حجب غليظه و اوهام واهيه بايد نام نهاد .
زيرا كه انسان اگر در كسب علوم مقصدش وصول به حق تعالى و تحقق به اسماء و صفات و تخلق به اخلاق اللَّه نباشد ، هر يك از ادراكاتش دركاتى شود براى او و حجابهاى مظلمهاى گردد كه قلبش را تاريك و چشم بصيرتش را كور كند ، و مشمول آيهء شريفه شود كه فرمايد :
مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى . . .
الآية [ 1 ] پس ، خود را در آن عالم كور بيابد ، اعتراض به حق كند كه من كه بينا بودم در آن عالم چرا مرا كور محشور كردى ؟ جواب آيد تو كور بودى در آن عالم ، زيرا كه آيات ما را مشاهده نكردى و از آنها نسيان كردى . ميزان در بينايى عالم آخرت بينايى بصيرت و قلب است ، و بدن و قواى آن به كلى تابع قلب و لبّ هستند و سمت ظلّيّت در آنجا به طريق اتمّ بروز كند ، و ظلّ كر و كور و گنگ مثل همان است . گمان نكنند علماى مفاهيم و دانشمندان اصطلاحات و عبارات و
هامش
[ 1 ] « و هر كه از ياد من روى بگرداند ، او را معيشتى سخت خواهد بود و در روز باز پسين او را كور برانگيزانيم . » ( طه - 124 ) .