فصل
جناب محقق فلاسفه ، صدر الحكماء و المتألهين ، قدّس اللّه سرّه و أجزل أجره ، در شرح اصول كافى از شيخ غزالى [ 1 ] كلام طويلى نقل فرمايد كه در آن كلام تقسيم نموده است علوم را به علم دنياوى و آخرتى . و علم فقه را از علوم دنياويه قرار داده ، و علم آخرت را به علم « مكاشفه » و « معامله » تقسيم كرده است . و علم معامله را علم به احوال قلوب قرار داده است ، و علم مكاشفه را نورى دانسته كه در قلب حاصل شود پس از تطهير آن از صفات مذمومه . و به آن نور كشف حقايق شود تا آنكه معرفت حقيقى به ذات و اسماء و صفات و افعال و حكمت آنها و ساير معارف پيدا شود . « 1 » و چون اين تقسيم مرضىّ پيش اين محقق بوده ، در شرح اين حديث كه ما اكنون در صدد شرح آن هستيم فرموده است كه « ظاهر اين است كه اين تقسيم و حصر كه رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمودهاند راجع به علوم معاملات باشد ، زيرا اين علوم است كه اكثر مردم از آن منتفع مىشوند . و اما علوم مكاشفات در عدهء قليلى از مردم حاصل شود كه از كبريت احمر عزيزترند ، چنانچه احاديث « كتاب ايمان و كفر » كه پس از اين آيد دلالت بر آن دارد . » « 2 » تمام شد ترجمهء كلام ايشان با اختصار .
نويسنده گويد در كلام شيخ غزّالى اشكال است . و بر فرض صحت آن ، در فرمودهء مرحوم آخوند ، عليه الرحمة ، اشكال ديگر است .
اما با فرض صحت كلام غزّالى ، اشكال كلام ايشان آن است كه غزّالى علم « معاملات » را علم به احوال قلب از منجيات ، مثل صبر و شكر و خوف و رجاء و غير آن ، و از مهلكات ، مثل حقد و حسد و غلّ و غشّ و غير اينها ، دانسته ، بنابراين ، علوم ثلاثه كه رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، [ فرموده ] از علوم معاملات نتواند بود ، مگر يك قسم آن كه « فريضهء عادله » است . چنانچه پيشتر تفصيل داده شد .
و اما اشكال در كلام شيخ غزّالى دو امر است : يكى آنكه علم فقه را از علوم دنيايى و فقها را از علماى دنيا دانسته ، با اينكه اين علم از عزّ علوم آخرت است . و اين ناشى است از حبّ نفس و حبّ به آن چيزى كه به خيال خودش اهل اوست ، يعنى علم اخلاق به معناى متعارف رسمى ، از اين جهت از ساير علوم ، حتى علوم عقليه ، تكذيب كرده است . و ديگر آنكه مكاشفات را جزء علوم قرار داده و در تقسيمات علوم وارد كرده است . و اين خلاف واقع است . بلكه حق آن است كه
هامش
[ 1 ] ابو حامد محمد بن محمد بن محمد غزّالى ( 450 - 505 ه . ق ) ملقب به « حجة الاسلام » . از بزرگترين فقيهان شافعى و در اعتقادات بر طريقهء اشعرى بود . در نيشابور به حلقهء شاگردان امام الحرمين جوينى پيوست و از امام اكرام بسيار ديد ، وزير نظام الملك طوسى نظر به بزرگداشت او مدرسه نظاميهء بغداد را ، كه اهميت بسيار داشت به دو تفويض كرد . غزالى پس از چندى بر اثر تحولى روحى از علوم رسمى كناره گرفت و طريق تصوف را برگزيد ، از آثار اوست : الوسيط و البسيط در فقه ، إحياء علوم الدين ، المستصفى در اصول فقه ، معيار العلم ، تهافت الفلاسفه .
( 1 ) شرح اصول كافى ، ص 123 ، « كتاب فضل العلم » ، « باب فرض العلم » ، حديث 5 .
( 2 ) شرح اصول كافى ، ص 128 ، « كتاب فضل العلم » ، « باب صفة العلم » ، حديث 1 .