احاديث ابتلا انبيا كه وارد شده از طرق عامه و خاصه ) دلالت واضحه است بر آنكه انبيا و اوصيا در امراض حسيه و بليّات جسميه مثل غيرشان هستند . بلكه آنها اولى به آن هستند از غير ، براى بزرگ شدن اجر آنها كه موجب تفاضل در درجات است . و اين منافات با مقام آنها ندارد ، بلكه آن موجب تثبيت امر آنها شود . و اگر آنها مبتلا نشوند به بليات ، با آنكه از دست آنها معجزات و خارق عادات صادر مىشود ، گفته شود دربارهء آنها آنچه نصارى دربارهء پيغمبرشان گفتند . و اين تعليل در روايات وارد است . » - انتهى . « 1 » و محقق مدقق طوسى و حكيم عظيم قدوسى [ 1 ] ، عطّر اللّه مرقده ، در تجريد فرمايد در ضمن آنچه انبيا بايد از آن مبرا باشند : و هر چه تنفر از آن حاصل آيد . و علامهء علماى اسلام « 2 » ، رضوان اللّه عليه ، فرمايد در شرح آن : و بايد منزه باشد از امراض منفّره ، مثل سلس و جذام و برص ، براى اينكه اينها تنفر آورد و منافى با غرض از بعثت است . « 3 » نويسنده گويد گر چه مقام نبوت تابع كمالات نفسانيه و مدارج روحانيه است و ربطى به مقام جسمانيت ندارد و امراض و نقايص جسمانيه ضررى به مقام روحانى آنها نرساند و امراض منفّره از علوّ شأن و عظمت رتبهء آنها چيزى ناقص نكند ، اگر مؤكد كمالات آنها نباشد و مؤيد درجات آنها نگردد ، چنانچه اشاره به آن شد ، ليكن آنچه اين دو محقق اشاره بدان كردند خالى از وجه نيست ، زيرا كه چون عامهء مردم تميز ما بين مقامات را نمىدهند و گمان مىكنند كه نقص جسمانى از نقص روحانى يا ملازم با او است ، و بعضى از نقايص را منافى با مقام علوّ شأن و عظمت مرتبت دانند ، لهذا عنايت حق چنان اقتضا كند كه پيغمبران را كه صاحب شريعت و مبعوث به رسالت هستند به امراضى كه موجب تنفر طباع و استيحاش مردم است مبتلا نفرمايد . پس ، عدم ابتلاى آنها نه از براى آن است كه ابتلاى به آن نقص مقام نبوت است ، بلكه براى اكمال فايدهء تبليغ است . بنابراين ، مانع ندارد ابتلاى بعض انبيا كه صاحب شريعت نيستند ، و ابتلاى اولياء بزرگ و مؤمنين به اين گونه بليات .
چنانچه حضرت ايّوب و جناب حبيب نجار مبتلا بودند . و اخبار كثيره وارد شده در ابتلاى حضرت ايّوب .
فمن ذلك ما روى عن تفسير عليّ بن إبراهيم ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، في حديث طويل قال : فسلّطه على بدنه ما خلا عقله و
هامش
[ 1 ] محمد بن حسن طوسى معروف به « خواجه نصير » و « محقق طوسى » ( 597 - 672 ) از حكماء و دانشمندان مشهور اسلام است در فلسفه و كلام و رياضيات و هيئت متبحّر بوده است . علامه حلّى ، قطب الدين شيرازى ، سيد عبد الكريم بن طاووس از شاگردان وى مىباشند ، آثار ارزشمندى از او بجاى مانده است مانند : شرح اشارات ، تجريد ، تحرير اقليدس ، تحرير مجسطى ، اخلاق ناصرى .
( 1 ) بحار الانوار ، ج 64 ، ص 250 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب شدة ابتلا المؤمن » .
( 2 ) حديث 1 ، پاورقى 24 .
( 3 ) كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد . ص 218 ، « مقصد چهارم في وجوب عصمه » .