تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
« استدراج » است . چنانچه خداى تعالى مىفرمايد :
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ . وَ أُمْلي لَهُمْ إنَّ كَيدي مَتينٌ
. « 1 » يعنى « زود است كه نعمت دهيم آنها [ را ] درجه درجه از جهتى كه نمىدانند . و مهلت دهيم آنها را . همانا اخذ من شديد است . » و مىفرمايد :
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْرٌ لِأنْفُسِهِمْ إنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إثْمًا وَ لَهُمْ عَذابٌ مهين
. « 2 » يعنى « گمان نكنند آنان كه كافر شدند اينكه مهلت ما براى آنها خير است ، همانا چنين است كه مهلت داديم آنها را تا زياد كنند گناه را . و از براى آنها عذاب دردناك است . » و در مجمع البيان روايت كند از حضرت صادق ، عليه السلام : أنّه قال : إذا أحدث العبد ذنبا ، جدّد له نعمة فيدع الاستغفار . فهو الاستدراج « 3 » فرمود : « وقتى حادث كند بنده گناهى را ، تجديد شود براى او نعمتى ، پس واگذارد استغفار را . پس آن استدراج است . »

فصل در اينكه شدت بليّات روحيه تابع شدت ادراك است

در ذيل حديث شريف كه مىفرمايد : و من سخف دينه و ضعف عقله قلّ بلاؤه چنين ظاهر شود كه بليّات اعم از جسمانيه و روحانيه است ، زيرا كه اشخاص ضعيف العقل و كم ادراك به مقدار ضعف عقل و ادراك خود از بليّات روحانيه و ناملايمات عقليه مأمون‌اند . به خلاف كسانى كه عقلشان كامل و ادراكشان شديد است ، كه به مقدار كمال عقل و شدت ادراك خود بليّات روحانى آنها زياد شود . و هر چه ادراكات كامل‌تر و روحانيت قوىتر باشد ، بليّات بيشتر و ادراك ناملايمات افزون گردد . و تواند بود كه فرمودهء حضرت رسالت پناه ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، كه فرمود : ما أوذى نبىّ مثل ما أوذيت . « 4 » يعنى « اذيت نشد پيغمبرى مثل اذيتى كه من شدم . » نيز به اين معنى برگردد . زيرا كه هر كس عظمت و جلالت ربوبيت را بيشتر ادراك كند و مقام مقدّس حق جل و علا را زيادتر بشناسد ، از عصيان بندگان و هتك حرمت آنها بيشتر متأثر و متألم گردد ، و نيز هر كس رحمتش و عنايت و لطفش به بندگان خدا بيشتر باشد ، از اعوجاج و شقاوت آنها بيشتر اذيت مىشود ، و البته خاتم النبيين ، صلّى اللّه عليه و آله ، در اين مقامات و ساير مدارج كماليه از انبيا و اوليا
هامش
( 1 ) ( قلم - 45 - 46 ) . ( 2 ) ( آل عمران - آيه 172 ) . ( 3 ) مجمع البيان ، تفسير سورهء « قلم » . ( 4 ) الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 144 ، بدون « مثل » .