تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥

فصل در بيان آنكه دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست

بدان كه اين عالم دنيا براى نقص و قصور و ضعفى كه در آن است نه دار كرامت و جاى ثواب حق تعالى است ، و نه محل عذاب و عقاب است ، زيرا كه دار كرامت حق عالمى است كه نعمتهاى آن خالص و اختلاط به نقمت ندارد و راحت آن مشوب به تعب و رنج نيست . و در اين عالم چنين نعمتى امكان ندارد ، زيرا كه دار تزاحم است و به هر نعمتى انواع رنج و زحمت و نقمت اختلاط دارد . بلكه حكما گفته‌اند لذات اين عالم دفع آلام است . « 1 » و توان گفت كه لذاتش موجب آلام است ، زيرا كه اينجا هر لذتى در پى رنج و الم و تعبى دارد . بلكه مادهء اين عالم تعصى دارد از قبول رحمت خالص و نعمت غير مشوب . و همين طور عذاب و زحمت و رنج و تعب اين عالم نيز خالص نيست ، بلكه هر رنجى و تعبى محفوف به نعمتى و نعمتهايى است . و هيچيك از آلام و اسقام و رنج و محنت در اين عالم غير مشوب نيست ، و مواد اين عالم تعصّى دارد از قبول عذاب خالص مطلق . و دار عذاب و عقاب حق دارى است كه در آن عذاب محض و عقاب خالص باشد . آلام و اسقام آنجا مثل اين عالم نيست كه به عضوى دون عضوى متوجه باشد ، يك عضو سالم و راحت باشد و عضو ديگر در تعب و زحمت . و به بعض آنچه ذكر شد اشاره فرموده در حديث شريف ، كه ما به شرح آن پرداختم ، آنجا كه فرمايد : و ذلك أنّ اللّه لم يجعل الدّنيا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لكافر . يعنى جهت اينكه مؤمن در اين عالم مبتلا به بليّات شود آن است كه خداى تعالى قرار نداده اين دنيا را ثواب براى مؤمنى و نه سزا براى كافرى . اينجا دار تكليف و « مزرعهء آخرت » و عالم كسب است ، و عالم آخرت دار جزا و سزا و ثواب و عقاب است . آنها كه متوقع‌اند كه حق تعالى هر كس را كه در اين عالم مرتكب معصيت و فحشايى شد يا ظلم و تعدى به كسى ، فورا جلو او را بگيرد و دست او را منقطع كند و او را قلع و قمع فرمايد ، غافل از آن هستند كه خلاف ترتيب و مخالف سنّة اللّه جاريه است . اين جا دار امتحان و امتياز شقى از سعيد و مطيع از عاصى است ، و عالم ظهور فعليات است نه دار بروز نتايج اعمال و ملكات . و اگر نادرا حق تعالى ظالمى را گرفتار كند ، مىتوان گفت از عنايات حق تعالى به آن ظالم است . اگر اهل معصيت و ظلم را به حال خودشان واگذار فرمايد
هامش
( 1 ) مبدأ و معاد ( صدر المتألهين ) .