ممكن است به باد فنا دهد ، از قبيل تفتين نمودن ، كه به نصّ قرآن كريم از قتل نفس بزرگتر است [ 1 ] ، و مثل نميمه ، كه حضرت باقر ، عليه السلام ، فرمايد : محرّمة الجنّة على القتّاتين المشّائين بالنّميمة . « 1 » يعنى « حرام است بهشت بر سخنچينهايى كه كارشان آن باشد كه راه روند در نميمه و سخن چينى . » ، و مثل غيبت ، كه شديدتر است از زنا به فرمودهء پيغمبر « 2 » ، صلّى اللّه عليه و آله ، و مثل ايذاء مؤمن و سبّ او و هتك ستر و كشف سرّ او ، و غير اينها كه هر يك از آنها براى هلاكت انسان سببى مستقل است .
و بدان كه داخل است در نفاق و دورويى كنايات و اشارات و غمز و لمزهايى كه بعضى نسبت به بعضى دارند ، با آنكه در مقابل آنها اظهار دوستى و صميميت كنند .
و انسان بايد خيلى مواظبت از حال خود كند و در اطوار و اعمال خود دقيق شود كه مكايد نفس و دامهاى شيطان خيلى دقيق است و كمتر شخصى مىتواند از آن نجات پيدا كند . ممكن است انسان با يك اشاره در غير موقع يا يك كنايهء بى جا از اهل دورويى و دو زبانى به شمار آيد . و شايد انسان تا آخر عمر مبتلاى به اين رذيله باشد و خود را صحيح و سالم و پاك و پاكيزه پندارد . پس ، انسان بايد مثل طبيب دلسوز حاذقى و پرستار شفيق مطلعى از حالات نفس و اعمال و اطوار خود مواظبت كند ، و هيچ گاه از مراقبت كوتاهى نكند و بداند كه هيچ مرضى از امراض قلبيه مستورتر نيست و در عين حال كشندهتر نيست ، و هيچ پرستارى نبايد شفيقتر و دلسوزتر از انسان به خودش باشد .
فصل در علاج نفاق است
بدان كه علاج اين خطيئهء بزرگ و نقص عظيم دو چيز است : يكى تفكر در مفاسدى كه مترتب بر اين رذيله است : چه در اين دنيا كه اگر انسان به اين صفت معرفى شد ، از انظار مردم مىافتد و رسواى خاص و عام مىشود و بىآبرو پيش همهء اقران و امثال مىگردد و از مجالس خود طردش كنند و از محافل انس بازماند ، و از كسب كمالات و رسيدن به مقاصد بازماند . و انسان با شرف و وجدان بايد خود را از اين ننگ شرف سوز پاك كند كه گرفتار اين ذلتها و خواريها نگردد . و چه در عالم ديگر كه عالم كشف اسرار است ، و هر چه را در اين عالم از نظر مردم پوشانيد در آن جا نتواند مستور كرد . و در آن جا مشوّه الخلقة با دو زبان از آتش محشور گردد و با
هامش
[ 1 ] اصول كافى ، ج 2 ، ص 369 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب النّميمة » ، حديث 2 .
( 1 ) و الفتنة أشدّ من القتل . ( بقره - 191 ) .
( 2 ) يا أبا ذرّ ، إيّاك و الغيبة فإنّ الغيبة أشدّ من الزّنا . قلت : يا رسول اللّه و لم ذاك بأبي أنت و أمّي ؟ قال : لأنّ الرّجل يزني فيتوب إلى اللّه فيتوب اللّه عليه . و الغيبة لا تغفر حتّى يغفرها صاحبها . ( اى أبا ذر ، از غيبت بپرهيز . بدرستى كه غيبت بدتر از زناست . گفتم : « اى پيامبر خدا ، پدر و مادرم به فدايت ، از چه سبب چنين است » . فرمود : « زيرا كه مردى كه زنا كرده بسا كه توبه نمايد ، پس خداوند بر او ببخشايد ، اما غيبت بخشيده نخواهد شد تا آن كس كه غيبت او را كردهاند از آن درگذرد . ) بحار الانوار ، ج 74 ، ص 89 ، « كتاب الروضة » ، « باب مواعظ النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلم » .