خود خواهى و حب دنيا و نفس به طورى آن را به ما مستور كرده كه بعيد است تا پس از كشف سراير و رفع حجب و كوچ كردن از عالم طبيعت و رخت بستن از دار غرور و نشئهء غفلت انگيز تنبّه بر آن پيدا كنيم . اكنون به خواب غفلت فرو رفته و سكر طبيعت و مستى هواى و هوس ما را گرفته و تمام زشتيها و اخلاق و اعمال و اطوار فاسده را در نظر ما خوب و زيبا جلوه مىدهد . يك وقت هم كه از خواب بيدار شويم و از اين مستى و سرگرمى به خود آييم ، كار از دست رفته و در زمرهء منافقان و دو رو دوزبانان محشور شده با دو زبان از آتش يا دو صورت مشوّه زشت محشور شويم ، و هر چه فرياد كنيم : ربّ ارجعون [ 1 ] ، كلّا جواب آيد .
و اين دو رويى چنان است كه من و تو در تمام مدت عمر اظهار كلمهء توحيد و دعوى اسلام و ايمان ، بلكه محبت و محبوبيت ، مىكنيم ، هر كدام هر قدر اشتها داريم دعوى مىكنيم ، اگر از عامه خلق و عوام هستيم ، دعوى اسلام و ايمان يا زهد و خلوص كنيم و اگر از اهل علم و فقاهت هستيم دعوى كمال اخلاص و ولايت و خلافت رسول كنيم ، و متشبث مىشويم به قول منقول از رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله : اللّهمّ ارحم خلفائي [ 2 ] و قول صاحب الامر ، روحى له الفداء : إنّهم حجّتي [ 3 ] ، و ساير اقوال منقوله از ائمهء هدى ، سلام اللّه عليهم ، در شأن علما و فقها . و اگر از اهل علوم عقليه هستيم ، دعوى ايمان حقيقى برهانى و خود را صاحب علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين دانيم و ديگر مردم را ناقص العلم و الايمان شماريم ، و آيات قرآنى و احاديث شريفه را در شأن خود فروخوانيم . و اگر از اهل عرفان و تصوفيم ، دعوى معارف و جذبه و محبت و فناء في اللّه و بقاء باللّه و ولايت امر ، و هر چه از اين مقوله الفاظ جالب در نظر آيد مىنماييم . و همين طور هر طايفهاى از ما به زبان قال و ظهور حال دعوى مرتبهاى از براى خود كند و نمايش حقيقتى از حقايق رايجه را دهد . پس ، اگر اين ظاهر با باطن موافق شد و اين علن با سرّ مطابق افتاد و در اين دعوى صادق و مصدّق بود ، هنيئا له و لأرباب النعيم نعيمهم [ 4 ] . و الا اگر مثل نويسنده روسياه زشت مشوه الخلقه باشد ، بداند كه از زمرهء منافقان و در سلك دو رويان و دو زبانان است ، و به علاج خود قيام كند و تا فرصت از دست نرفته براى حال بدبختى خود و روز ذلت و ظلمت خود فكرى نمايد .
اى عزيز مدعى اسلام ، در حديث شريف كافى از حضرت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، منقول است : المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه . « 1 » « مسلمان
هامش
[ 1 ] « پروردگارا ، مرا باز گردان . » ( مؤمنون - 99 ) .
[ 2 ] در دعاى پيامبر ( ص ) است : « بار الها ، جانشينان مرا مورد رحمت خويش قرار ده . » وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 100 ، « كتاب القضاء » ، باب 11 .
[ 3 ] در توقيع مبارك از صاحب الامر ( عج ) است : . . . و أمّا الحوادث الواقعة ، فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا ، فإنّهم حجّتى عليكم ، و أنا حجّة اللّه عليهم . ( و اما در پيشامدهايى كه روى مىدهند به راويان حديث ما رجوع كنيد ، زيرا اينان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ايشان هستم . ) وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 101 ، « كتاب القضاء » ، ابواب صفات قاضى ، باب 11 ، حديث 9 .
[ 4 ] « بر او و دارندگان نعمت نعمتشان گوارا باد . »
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 235 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب المؤمن و علاماته و صفاته » ، حديث 19 .