درجات و مراتبى است . و ما ان شاء اللّه در ضمن چند فصل به ذكر مراتب و مفاسد آن و علاج آن به قدر مقدور مىپردازيم .
فصل در بيان مراتب نفاق است
بدان كه از براى نفاق و دورويى ، مثل ساير اوصاف و ملكات خبيثه يا شريفه ، درجات و مراتبى است در جانب شدت و ضعف . هر يك از اوصاف رذيله را كه انسان در صدد علاج آن برنيايد و پيروى از آن نمايد ، رو به اشتداد گذارد . و مراتب شدت رذايل چون شدت فضايل غير متناهى است . انسان اگر نفس امّاره را به حال خود واگذار كند ، به واسطهء تمايل ذاتى آن به فساد و ناملايمات عاجلهء نفسانيه و مساعدت شيطان و وسواس خنّاس ميل به فساد كند ، و رذايل آن در هر روز رو به اشتداد و زيادت گذارد تا آنجا رسد كه آن رذيلهاى كه از آن پيروى كرده صورت جوهريهء نفس و فصل اخير آن گردد و تمام مملكت ظاهر و باطن در حكم آن درآيد .
پس ، اگر آن رذيله رذيلهء شيطانيه باشد ، همچون نفاق و دورويى كه از خواص آن ملعون است - چنانچه قرآن شريف از آن خبر داده بقوله : و قاسمهما إنّي لكما لمن النّاصحين . « 1 » « قسم خورد از براى حضرت آدم و حوّا ، سلام اللّه عليهما ، كه من از پند دهندگان شما هستم . » با آنكه به خلاف آن بود - مملكت تسليم شيطان شود ، و صورت اخيرهء نفس و باطن ذات و جوهر آن صورت شيطان گردد ، و صورت ظاهر آن نيز در آن دنيا ممكن است صورت شيطان باشد ، گرچه در اين جا به صورت و شكل انسانى است .
پس ، اگر انسان از اين صفت جلوگيرى نكند و نفس را سرخود كند ، به اندك زمان چنان مهار گسيخته شود كه تمام همت و همش را مصروف اين رذيله كند ، و با هر كس ملاقات كند با دورويى و دو زبانى ملاقات كند ، و خلط و آميزش با كسى نكند جز آنكه آلوده باشد به كدورت دورنگى و نفاق ، و جز منافع شخصى و خود خواهى و خود پرستى چيزى در نظرش نباشد ، و صداقت و صميميت و همت و مردانگى را به كلى زير پا نهد و در تمام كارها و حركات و سكنات دورنگى را به كار برد ، و از هيچ گونه فساد و قباحت و وقاحت پرهيز نكند . چنين شخصى از زمرهء
هامش
( 1 ) ( اعراف - 21 ) .