تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
كسى است كه مسلمانان سالم باشند از دست و زبان او . » چه شده است كه من و تو به هر اندازه كه قدرت داشته باشيم و دستمان برسد آزار زير دستان را روا مىداريم و از ايذا و ظلم به آنها مضايقه نداريم ، و اگر با دست نتوانستيم آزارشان كنيم ، با تيغ زبان در حضور آنها ، و گر نه در غياب اشتغال به كشف اسرار و هتك استار آنها پيدا مىكنيم و به تهمت و غيبتشان مىپردازيم . پس ، ما كه مسلمانان از دست و زبانمان سالم نيستند ، دعوى اسلاميتمان مخالف با حقيقت و قلبمان مخالف با علنمان است ، پس در زمرهء منافقان و دورويانيم . اى مدعى ايمان و خضوع قلب ، در بارگاه ذو الجلال اگر تو به كلمهء توحيد ايمان دارى و قلبت يكى پرست و يكى طلب است و الوهيت را جز براى ذات خداى تعالى ثابت ندانى ، اگر قلبت موافق با ظاهرت است و باطنت موافق با دعويت است ، چه شده است كه براى اهل دنيا اين قدر قلبت خاضع است ؟ چرا پرستش آنها را مىكنى ؟ جز اين است كه آنها را مؤثر در اين عالم مىدانى و ارادهء آنها را نافذ وزر و زور را مؤثر مىدانى ؟ چيزى را كه كار كن در اين عالم نمىدانى ارادهء حق تعالى است . پيش تمام اسباب ظاهرى خاضعى ، و از مؤثر حقيقى و مسبب جميع اسباب غافل - با همه حال دعوى ايمان به كلمهء توحيد مىكنى ! پس ، تو نيز از زمرهء مؤمنان خارج و در سلك منافقان و دو زبانان محشورى . و اى مدعى زهد و اخلاص ، اگر تو مخلص هستى و براى خدا و دار كرامت او زهد از مشتهيات دنيا مىكنى ، چه شده است كه از مدح و ثناى مردم ، كه فلان اهل صلاح و سداد است ، اين قدر خوشحال مىشوى و در دل غنج و دلال مىكنى ، و براى همنشينى با اهل دنيا و زخارف آن جان مىدهى ، و از فقرا و مساكين فرار مىكنى ؟ پس ، بدان كه اين زهد و اخلاص حقيقى نيست . زهد از دنيا براى دنياست ، و قلبت خالص از براى حق نيست ، و در دعواى خود كاذبى و از دورويان و منافقانى . و اى مدّعى ولايت از جانب ولىّ اللّه و خلافت از جانب رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، اگر مطابق حديث شريف احتجاج هستى ( صائنا لنفسه ، حافظا لدينه ، مخالفا على هواه ، مطيعا لأمر مولاه . ) [ 1 ] و اگر برگ شاخهء ولايت و رسالتى و مايل به دنيا نيستى ، و مايل به قرب سلاطين و اشراف و منزجر از مجالست با فقرا نيستى ، اسمت مطابق با مسمّى و از حجج الهيه در بين مردم هستى ، و الا در زمرهء علماء سوء و در زمرهء منافقان ، و از طوايف ديگر كه ذكر شد حالت بدتر و عملت زشت‌تر و
هامش
[ 1 ] « [ هر كس از فقيهان كه ] خود نگهدار ، نگاهبان دين خود ، مخالف هواى نفس ، فرمانبر مولاى خويش باشد [ مردم مىتوانند از او تقليد كنند ] . » ( احتجاج ، ج 2 ، ص 458 ، « باب احتجاجات امام حسن عسكرى ( ع ) »
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 161 | السيد الخميني