اما عملى ، پس عمدهء آن انصراف نفس است در اول پيدايش آن ، چون اين قوه مثل آتش كمكم اشتعال پيدا مىكند و رو به اشتداد مىگذارد تا اينكه تنورش سوزان و نايرهاش سخت فروزان شود و عنان را از دست انسان به كلى بگيرد و نور عقل و ايمان را خاموش كند و چراغ هدايت را يكسره منطفى نمايد و انسان را بيچاره و ذليل كند . بايد انسان ملتفت باشد تا اشتعال آن زياد نشده و نايرهء آن شدت پيدا نكرده ، خود را به وسايلى منصرف كند : يا به رفتن از آن محلى كه اسباب غضب در آنجا فراهم شده ، و يا به تغيير حال : اگر نشسته است برخيزد ، و اگر ايستاده است بنشيند ، يا به ذكر خداى تعالى اشتغال پيدا كند - بلكه بعضى ذكر خدا را در حال غضب واجب دانند [ 1 ] ، و يا مشغول كارهاى ديگر شود . در هر صورت ، ابتداى ظهور آن خيلى سهل است جلوگيرى از آن . و اين دو نتيجه دارد :
يكى آنكه در آن حال نفس را ساكن كند و شعلهء غضب را فرو نشاند . و ديگر آنكه سبب معالجهء اساسى نفس شود . اگر چندى انسان مواظب حال خود باشد و با نفس چنين معامله كند ، به كلى حال تغيير پيدا مىكند و رو به اعتدال مىگذارد . و به بعضى اين معانى اشاره فرموده در احاديث شريفهء كافى بإسناده عن أبي جعفر ، عليه السّلام ، قال : إنّ هذا الغضب جمرة من الشّيطان توقد في قلب ابن آدم . و إنّ أحدكم إذا غضب احمرّت عيناه و انتفخت أو داجه و دخل الشّيطان فيه ، فإذا خاف أحدكم ذلك من نفسه ، فليلزم الأرض ، فإنّ رجز الشّيطان ليذهب عنه عند ذلك . « 1 » يعنى « حضرت باقر العلوم ، عليه السلام ، فرمود : « همانا اين غضب برقهء آتشى از شيطان است كه در قلب پسر آدم افروخته شود . و همانا يكى از شماها وقتى خشمناك شود ، چشمان او سرخ شود و رگهاى گردن او باد كند ، و شيطان در او وارد شود . پس وقتى كه ترسيد يكى از شما آن را از خودش ، به زمين بچسبد و ملازم آن شود ، زيرا كه پليدى شيطان از او برود در اين هنگام . » و بإسناده عن ميسر قال : ذكر الغضب عند أبي جعفر ، عليه السّلام ، فقال : إنّ الرّجل ليغضب فما يرضى أبدا حتّى يدخل النّار . فأيّما رجل غضب على قوم و هو قائم فليجلس من فوره ذلك ، فإنّه سيذهب عنه رجز الشّيطان ، و أيّما رجل غضب على ذى رحم فليدن منه فليمسّه ، فإنّ الرّحم إذا مسّت سكنت . « 2 » راوى گويد :
« ذكر شد غضب خدمت حضرت باقر ، عليه السلام ، پس فرمود : « همانا مرد غضب
هامش
[ 1 ] شيخ حر عاملى در كتاب وسائل الشيعة ذكر خدا را در حال غضب واجب دانسته است . وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 291 ، « كتاب الجهاد » ، « ابواب جهاد نفس » ، باب 84 .
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 304 و 305 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب غضب » ، حديث 12 .
( 2 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 302 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب غضب » ، حديث 2 .