تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
زحمتى است غير از سوختن و گداختن . تو گمان مىكنى احاطهء جهنم مثل اين احاطه‌هاست كه تو تصور مىكنى ؟ احاطهء اينجا فقط به سطح ظاهر است ، ولى احاطهء آنجا به ظاهر و باطن و به سطوح و اعماق است . و اگر خداى نخواسته صورت غضب در انسان ملكهء راسخه گردد كه فصل اخيرش صورت غضب گردد ، مصيبت افزون شود ، و صورت برزخ و قيامت صورت سبع است - آن هم سبعى كه در اين عالم نظير ندارد ، زيرا كه سبعيّت انسان را در اين حال مقايسه با هيچيك از حيوانات نتوان كرد : همانطور كه در جانب كمال احدى از موجودات همتراز وى اين اعجوبهء دهر نيست ، در جانب نقص و اتصاف به صفات رذيله و ملكات خسيسه نيز با او هيچيك از موجودات در ميزان مقايسه نيايد . أولئك كالأنعام بل هم أضلّ [ 1 ] در شأن او وارد شده ، فهى كالحجارة أو أشدّ قسوة [ 2 ] دربارهء قلوب قاسيهء بشر نازل گرديده است . اين‌ها كه شنيدى شمه‌اى است از فساد اين نايرهء سوزناك غضب در صورتى كه از آن معاصى و مفاسد ديگر بروز نكند - و خود آتش درونى ظلمانى در باطن درهم پيچيده و محبوس شود و مختنق شده اطفاء نور ايمان كند ، چنانچه شعلهء مختنق به هم پيچيده و با دودهاى ظلمانى ملتوى شده نور را منطفى و خاموش نمايد - ولى خيلى بعيد است ، بلكه عادتا از جملهء ممتنعات است ، كه در حال شدت غضب و اشتعال نايرهء آن ، انسان از ساير معاصى بلكه موبقات و مهلكات نجات پيدا كند . چه بسا به واسطهء غضب يك دقيقه و شدت اشتعال اين جمرهء ملعونهء شيطانى انسان به پرتگاههاى نيستى و هلاكت افتد : سبّ انبيا و مقدسات ، نعوذ باللّه ، كند ، قتل نفس مظلومه كند و هتك حرمات نمايد ، و دنيا و آخرت خود را به باد فنا دهد . چنانچه در حديث شريف كافى است : عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، في حديث كان أبي يقول : أىّ شيء أشدّ من الغضب ؟ إنّ الرّجل ليغضب فيقتل النّفس الّتى حرّم اللّه و يقذف المحصنة . « 1 » يعنى « حضرت صادق ، عليه السلام ، فرمود كه پدرم مىفرمود : « چه چيز شديدتر است از غضب ؟ همانا مرد غضب مىكند ، پس قتل نفسى را كه خدا حرام كرده مىكند ، و افترا به زن محصنه مىزند . » و بيشتر فتنه‌هاى بزرگ و كارهاى فجيع در اثر غضب و اشتعال آن واقع شده . انسان در حال سلامت نفس بايد خيلى خوفناك باشد از حال غضبناكى خود . و اگر داراى اين آتش سوزان است ، در وقتى كه حالت سكونت از براى نفس است در صدد علاج برآيد و با تفكر در مبادى آن و مفاسد آن در حال اشتداد و آثار و مفاسد آن
هامش
[ 1 ] « آنان چون چهار پايان‌اند ، بلكه گمراهترند . » ( اعراف - 179 ) . [ 2 ] ( پس از آن دلهايتان سخت شد ) « پس چون سنگ با سخت‌تر بود . » ( بقره - 74 ) . ( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 303 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب غضب » ، حديث 4 .