تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
در آخر امر بلكه خود را نجات دهد . فكر كند قوه‌اى را كه خداى تعالى براى حفظ نظام عالم و بقاى نوع و شخص و ترتيب نظام عايله و تمشيت بنى الانسان و حفظ حدود و حقوق مرحمت فرموده ، و در سايهء آن بايد نظام ظاهر و باطن و عالم غيب و شهادت اصلاح شود ، اگر انسان در خلاف آن و بر ضد مطلوبات حق تعالى و خلاف مقاصد الهى صرف كند ، چه قدر خيانت كرده و مستحق چه ملامتها و عقوبتهايى است . و چقدر ظلوم و جهول [ 1 ] است كه رد امانت حق تعالى را نكرده ، سهل است ، او را صرف در راه عداوت و تحصيل غضب او كرده . معلوم است چنين شخصى امان از غضب الهى ندارد . پس از آن ، تفكر كند در مفاسد اخلاقى و اعمالى كه از غضب توليد شود ، و آثار اين خلق ناهنجار است كه هر يك ممكن است انسان را تا ابد مبتلا كند : در دنيا گرفتار زحمت و بليه نمايد ، و در آخرت گرفتار عذاب و عقاب . اما مفاسد اخلاقى ، مثل كينهء بندگان خدا كه از اين خلق زاييده شود ، بلكه گاهى منتهى شود به كينهء انبيا و اوليا ، بلكه كينهء ذات مقدس واجب الوجود و ولى النعم ! و معلوم است قباحت و فساد آن چه قدر عظيم است . پناه مىبرم به خداى تعالى از شر نفس سركش كه اگر عنانش لحظه‌اى گسيخته شود ، انسان را به خاك مذلت مىنشاند و به هلاكت ابد مىكشاند . و مثل حسد ، كه شمه‌اى از فضايح آن را در سابق شنيدى در شرح حديث پنجم ، و غير از اين‌ها از مفاسد ديگر . و اما مفاسد اعمالى ، پس محصور نيست . شايد در آن حال رده‌اى گويد ، يا سب انبيا و اوليا ، نعوذ باللّه ، كند ، يا هتك حرمات الهيه و خرق نواميس محترمه نمايد ، يا قتل نفوس زكيّه كند ، يا خانمان بيچاره‌اى را به خاك مذلت نشاند و نظام عايله‌اى را مختل كند ، و كشف اسرار و هتك استار نمايد ، و ديگر از مفاسد بيشمار كه در حال فوران اين آتش ايمانسوز خانمان خراب كن انسان به آن مبتلا شود . پس اين خلق را مىتوان گفت ام امراض نفسانيه و كليد هر شرّ است ، و در مقابل آن كظم غيظ و فرو نشاندن نايرهء غضب ، جوامع كلم و نقطهء تمركز محاسن و مجمع كرامات است . چنانچه در حديث شريف كافى وارد است : عدّة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمّد بن خالد ، بإسناده عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، قال سمعت أبي يقول : أتى رسول اللّه رجل بدوىّ ، فقال : إنّى أسكن البادية ، فعلّمني جوامع الكلام . فقال : آمرك أن لا تغضب ، فأعاد عليه الأعرابىّ
هامش
[ 1 ] اشاره است به آيهء 72 از سورهء « احزاب » :إنّا عَرَضْنا الامانَةَ عَلَى السَّمواتِ و الارضِ و الجِبالِ فَابَيْنَ أنْ يَحْمِلْنَها و أَشْفَقْنَ منها وَ حَمَلَها الإنْسانُ انَّهُ كانَ ظَلوماً جَهولًا.