مىكند ، پس راضى نشود هرگز تا داخل آتش شود . ( يعنى غضب او فرو ننشيند تا او را به آتش جهنم كشاند . ) پس هر مردى كه غضب كرد بر قومى و حال آنكه ايستاده است ، فورا بنشيند كه همانا به زودى برود از او وسوسهء شيطان . و هر مردى كه غضب كند بر خويشاوندان خود ، نزديك او رود و او را مسّ كند ، زيرا كه رحم وقتى ممسوس شد به مثل خود ، ساكن شود . » و از اين حديث شريف دو علاج عملى استفاده شود براى حال ظهور غضب :
يكى عمومى كه آن نشستن و تغيير وضع دادن است چنانچه در حديث ديگر است كه اگر نشسته بود و غضب كرد برخيزد . [ 1 ] و از طرق عامه منقول است كه پيغمبر خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، وقتى غضب مىفرمود ، اگر ايستاده بود مىنشست ، و اگر نشسته بود به پشت مىخوابيد ، غضبش ساكن مىشد . [ 2 ] و ديگر علاج خصوصى راجع به ارحام كه اگر رحمى غضب كرد بر رحم خود ، او را مسّ كند غضبش مىنشيند . اينها معالجهء شخص غضبناك از خودش .
و اما ديگران اگر بخواهند علاج او را كنند در حال ظهور غضب ، اگر در اول امر باشد به يك نحوى از انحاى علمى و عملى كه ذكر شد مىتوان او را علاج كرد . ولى اگر شدت كرد و اشتعال پيدا نمود ، نصايح بر خلاف نتيجه دهد . و علاج آن بسيار در اين حال مشكل است ، مگر به تخويف كسى كه از او حشمت برد . زيرا كه ظهور غضب براى كسانى بشود كه انسان خود را بر آنها غالب و چيره ببيند يا لا اقل قوه خود را با آن متساوى يابد و اما بر كسانى كه نفس حس غلبه آنها را كند غضب ظهور پيدا نكند ، بلكه غليان و جوشش خون قلب موجب يك اشتعال باطنى گردد ، آن در باطن مختنق شود و محبوس گردد و حزن در قلب توليد شود . پس علاج حال شدت غضب و فوران آن كارى است بس دشوار و مشكل . نعوذ باللّه منه .
فصل در بيان علاج غضب است به قلع اسباب آن
از معالجات اساسى غضب قلع مادهء آن است به بر طرف كردن اسباب مهيجهء آن . و آن امور بسيارى است كه ما بعضى از آن را كه مناسب با اين اوراق است ذكر مىكنيم .
يكى از آنها حب نفس است كه از آن حب مال و جاه و شرف و حب نفوذ اراده و بسط قدرت توليد شود ، و اينها نوعا اسباب هيجان آتش غضب شود . زيرا كه انسان
هامش
[ 1 ] عن أبي عبد اللّه ، عليه السلام ، عن أبيه ، عليهما السلام ، أنّه ذكر عنده الغضب ، فقال : انّ الرّجل ليغضب حتى ما يرضى أبدا و يدخل بذلك النّار ، و أيّما رجل غضب و هو قائم فليجلس ، فإنّه سيذهب عنه رجز الشيطان ، و إن كان جالسا فليقم . ( از أبو عبد اللّه ، از پدرش ، عليه السلام ، روايت شده كه نزد او سخنى از خشم به ميان آمد ، پس او گفت : بسا مردى كه چنان خشمگين شود كه هيچ گاه خشنود نگردد و به سبب آن به آتش درآيد . و هر كس در حالى كه ايستاده است خشمگين گردد بنشيند ، كه به راستى پليدى شيطان از او خواهد رفت . و اگر نشسته باشد برخيزد ) مرآة العقول ، ج 10 ، ص 146 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب غضب » ، شرح حديث 2 .
[ 2 ] عن أبي هريرة قال : كان رسول اللّه ( ص ) اذا غضب و هو قائم جلس و اذا غضب و هو جالس اضطجع فيذهب غيظه . مرآة العقول ، ج 10 ، ص 146 ، باب الغضب ، مسند احمد بن حنبل ( ج 5 ص 152 ) از ابو ذر نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) در مورد غضب به ما چنين دستور داد .