تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
يوسف شوهر مريم را آورد كه عيسى مسمّى به مسيح از او متولّد شد . . . امّا ولادت عيسى مسيح چنين بود كه چون مادرش مريم به يوسف نامزد شده بود قبل از آنكه با هم آيند او را از روح‌القدس حامله يافتند و شوهرش يوسف چون كه مرد صالح بود و نخواست او را عبرت نمايد پس اراده نمود او را به پنهانى رها كند - امّا چون او در اين چيزها تفكّر مىكرد ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وى ظاهر شده ، گفت : اى يوسف پسر داوود از گرفتن زن خويش مريم مترس زيرا كه آنچه در وى قرار گرفته از روح‌القدس است - و او پسرى خواهد زاييد و نام او را عيسى خواهى نهاد زيرا كه او امّت خويش را از گناهان خواهد رهانيد . . . پس چون يوسف از خواب بيدار شد چنان كه فرشته خداوند به دو امر كرده بود به عمل آورد و زن خويش را گرفت و تا پسر نخستين خود را نزاييد او را نشناخت « 1 » و او را عيسى نام نهاد » . « 2 » و در انجيل لوقا چنين مىخوانيم : « . . . در ماه ششم ( ماه ششم حمل اليصابات مادر يحيى ) جبرائيل فرشته از جانب خداوند به بلدى از جليل كه ناصره نام داشت فرستاده شد - نزد باكره نامزد مردى مسمّى به يوسف از خاندان داوود و نام آن باكره مريم بود . . . فرشته به دو گفت : اى مريم ترسان مباش زيرا كه نزد خدا نعمت يافته - و اينك حامله شده پسرى
هامش
( 1 ) . ظاهراً منظور از جملهء « او را نشناخت » اين است كه در دوران حمل با مريم همبستر نشد . ( 2 ) . انجيل متّى ، باب 1 ، جملهء 1 - 25 .