همه قابل جمع است ، زيرا از مجموع عبارات مذكور استفاده مىشود كه يوسف پدر حقيقى مسيح نبود ، بلكه ناپدرى او محسوب مىشد كه گاهى در عرف ، مجازاً بر او « پدر » اطلاق مىكنند .
اطلاق شوهر به يوسف نيز به مناسبت نامزدى او بود ، زيرا از عبارات انجيل متّى كه در بالا آورديم برمىآيد كه يوسف بعداً با او ازدواج كرد و تا هنگام تولّد عيسى با او همبستر نشد ( منظور از رها كردن مريم نيز ظاهراً به هم زدن نامزدى بوده است ) .
اسناد تولّد مسيح به روحالقدس از اين نظر است كه روحالقدس وسيله و واسطهاى بوده براى تولّد مسيح .
و اطلاق پسر خداوند بر او نيز از اين نظر است كه اين فرمان از طرف او صادر و بهوسيلهء فرشتهء او اجرا شده است ، چنان كه در انجيل لوقا تصريح گرديده : « روحالقدس بر تو خواهد آمد و قوّت حضرت اعلى بر تو سايه خواهد افكند از آن جهت آن مولود مقدّس پسر خداوند خواهد شد » .
2 . يوسف در مدّت حمل مسيح با مريم نزديكى نكرد و مسيح از مريم باكره متولّد شد ، ولى بهطورى كه از عبارات ديگر اناجيل برمىآيد مريم پس از عيسى فرزند ديگرى آورد كه گاهى « برادر خداوند » بر او اطلاق مىشود ( البتّه منظور از خداوند همانا راهنما و صاحب و سرور است و مراد از برادر ، برادر مادرى است ) .
3 . در جملههاى صريحى كه در عبارات دو انجيل فوق در مورد تولّد مسيح وارد شده ، بهخوبى برمىآيد كه اطلاق پسر خداوند بر
مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٢