نكته سوم : چرا شكر نعمت باعث زيادى آن و ناسپاسى باعث از بين رفتن آن مىشود ؟ جواب اين سؤال از لابهلاى بحث روشن شده كه شكرگذارى نعمت نشان مىدهد كه انسان خود را لايق آن مىداند و كفران نعمت بىلياقتى انسان را نشان مىدهد ، لذا از او سلب نعمت مىشود ؛ چرا كه خداوند هيچ نعمتى را كه به گروهى داده تغيير نمىدهد ، مگر آنكه آنها خودشان تغيير دهند . « 1 »
يكى از اصول اخلاقى در سيرهء پيشوايان معصوم ما كه به روشنى ديده مىشود مقام بندگى و شكرگذارى است و عباداتشان صرفا به عنوان شكرگذارى در برابر نعمتهاى خداوند بوده است كه نمونه هايى از آن را ذكر مىكنيم :
1 . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن قدر براى نماز و عبادت مىايستاد كه پاهايش ورم كرد و آن قدر نماز شب خواند كه چهرهاش زرد شد ، آن قدر هنگام عبادت مىگريست كه بىحال مىشد ، عايشه گفت : چرا اين قدر خود را به زحمت مىافكنى در حالى كه خداوند گذشته و آيندهء تو را بخشوده است ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود :
« الا اكُونَ عَبْداً شَكُوراً
؛ آيا من بندهء شكرگذار خدا نباشم » . « 2 »
از اين تعبير حضرت استفاده مىشود كه انگيزهء عبادت را شكر نعمتهاى خدا مىدانند .
2 . در فرازى از دعاى امام حسين عليه السلام در روز عرفه آمده : اگر تصميم بگيرم و تلاش كنم در تمام عصرها و روزگاران ، به فرض اينكه در تمام اين اعصار و روزگارها زنده باشم و زندگى كنم و خواسته باشم يكى از نعمتهايت را شكرگذارى نمايم ، توان آن را نخواهم داشت . « 3 »
3 . هشام بن احمد مىگويد : من با امام موسى بن جعفر عليه السلام در اطراف مدينه
هامش
( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 53
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 95
( 3 ) . مفاتيح الجنان ، اعمال ماه ذيحجّه